روایت اولین شهید جنگ تحمیلی از شهرستان نجفآباد
تا شهدا؛ «امیر استقامت»، روایتکننده اولین اشعه آفتاب دفاع و مجاهدت از سرزمین ایثار و گذشت، شهرستان نجفآباد است که با ازخودگذشتگی، پا به عرصه دفاع از میهن گذاشت و در این راه باارزشترین داراییاش که همان جانش بود را تقدیم این مرز و بوم کرد. شاید کمتر کسی از این موضوع اطلاع داشته باشد که اولین شهید جنگ تحمیلی از شهرستان نجفآباد، یک افسر ارتشی ازخودگذشته باشد.
این شهید سرافراز ارتش جمهوری اسلامی ایران مصداق آیه شریفه قرآن کریم است که میگوید: «شهدا را مرده نپندارید، بلکه آنها زندهاند و نزد پروردگار روزی میگیرند».
در این رهگذر باید زنده نگاه داشت یاد و نام این اولین اشعه آفتاب دفاع و مجاهدت را. باید پاس بداریم حرمت اشتیاقشان به میهن را. باید در وجودشان محو شویم و همه بشویم یکی. یکی که دنیا در عظمتش سر تعظیم فرود میآورد.
روایت امیر استقامت تنها نمونهای از صدها و شاید هزاران نمونه دیگر است که از هرچه داشتند، گذشتند تا امروز فرزندانمان در کمال آسایش و رفاه با مطالعه سرگذشت آنان، درس شجاعت، دلاوری و ازخودگذشتگی بیاموزند.
یادمان نرود که روزی اسم و عظمت ارتشی در صحنه جنگ، دشمن را به وحشت و لرزه میانداخت و حضور ارتشی نشانهها و مدالها را نقش بر زمین کرد و از طرف دیگر این شیران روز، زاهدان شب بودند و سر بر سجده و نگاه اشکبارشان، نشان از اطاعت و خوف از خدا را تداعی می کرد و این رمز پیروزی بود.
در این کتاب سخن از کسی است که عشق حقیقی را درک کرده و در مسیر رسیدن به معشوق قدم برداشته و به کمال مطلوب رسیده است. آری، آن کس که مشتاق پرواز بود و میل خزیدن نداشت، زیرا شرط اول پرواز را دل کندن از زمین میدانست. آن کس که خود را وقف کرد و در باور ژرفاندیشان حل شد. اهل همین جا بود و تا همسایگی خدا پیش رفت. او رفت تا از سوختن به ساختن برسد تا سرخی غروب یادگار لالههای پرپر باشد. تا اولینهای مجاهدت باشد، اولینهایی که ابر حسرت میخورد سبک باریشان را. هنوز هم ایثار، در سوگواری رفتن او تفسیرگوست؛ هنوز هم در نبودش مرثیه اشک میسراید.
ثبت دیدگاه