«يادگار» ماندگار روزهاي دفاع مقدس

تا شهدا؛ سال ۱۳۳۴ بود كه در خانواده اي مذهبي و مقيد فرزند پسري چشم به جهان گشود كه خانواده وي را «يادگار» نام نهادند غافل از اين كه روزگاري نه چندان دور، رشادت، مردانگي و دلاوري اين نوزاد براي آيندگان به يادگار خواهد ماند.

شهيد يادگار اميدي در دوران عمر كوتاهش به حقيقت و به اذعان همه كساني كه از نزديك با وي آشنايي داشتند فردي متواضع، راز دار، مهربان، خوش اخلاق و خوش برخورد با همه مردم به ويژه خانواده بود ضمن اينكه وي پيوند ژرف و انس بسيار نزديكي با پدرش داشت.

اين شهيد متعهد از همان ابتدا كه خود را شناخت، عشق به امام خميني (ره) و اهداف بلند ايشان در اعماق درونش ريشه دوانده بود و با وجود آنكه تازه پيمان زناشويي بسته بود اما در بيشتر راهپيمايي هاي ضد نظام ستم شاهي حضوري موثر و فعال داشت، و به سبب همين فعاليت ها هميشه ساواك در تعقيب و در تلاش براي دستگيري وي بود.

شهيد اميدي ،انقلاب اسلامي و آرمان هاي آن را با بصيرت و آگاهي كامل انتخاب و براي پيروزي حركت امام از هيچ تلاشي فروگذار نمي كرد و پيش و پس از پيروزي انقلاب اسلامي، تمام وجود خود را بي هيچ منت و چشم داشتي وقف امام و اهداف انقلاب كرده بود.

وي به دليل داشتن هوش سرشار و نظم بالا به هر كاري كه وارد مي شد، آن را به بهترين شكل ممكن و با ظرافت و مهارت تمام انجام مي داد.

اين شهيد سرافراز در اوج بي نظمي بهمن ۵۷ ،با كمك ياران خود از غارت بيت المال در ايلام به ويژه اسلحه و مهمات توسط نهادهاي نظامي وابسته به رژيم شاهنشاهي به شدت جلوگيري كرد و آنها را پس از جمع آوري به ستاد انقلاب زير نظر مرحوم آيت ا… حيدري روحاني برجسته اين استان تحويل داد.

برادر وي درباره اين شهيد گرانقدر مي گويد: شهيد يادگار، همه هستي خود را وقف انقلاب كرده بود و در زمان مبارزه با رژيم پهلوي زير پيگرد و تعقيب ساواك قرار گرفت و پس از پيروزي انقلاب در حوادث و ناآرامي هاي داخلي به ويژه كردستان، با سفر به اين خطه از ايران اسلامي به مبارزه با ضد انقلاب پرداخت و مجروح شد.

«محمد اميدي» كه سرهنگ بازنشسته سپاه است در گفت و گو با خبرنگار ايرنا اظهار كرد: برادر شهيدم روحيه اي خستگي ناپذير داشت و با ورود به هر كاري آن را به بهترين شكل ممكن و با جديت تمام انجام مي داد و همكاري با سازمان جهاد سازندگي و حضور در طرح هاي عمراني مناطق محروم و دور افتاده را با جان و دل مي پذيرفت.

وي افزود: با آغاز جنگ تحميلي جزو نخستين مدافعان استان ايلام در مقابل رژيم متجاوز صدام بود؛ و در جبهه با جانفشاني و رشادت مراحل متعدد آموزش ها و تجارب رزمي خود را درهم آميخت و به زودي استعداد و توان بالايش را به همگان نشان داد و با لياقت تمام لباس فرماندهي اطلاعات عمليات لشكر۱۱ حضرت اميرالمومنين (ع) برازنده تن پاك خود كرد.

وي ادامه داد: شهيد يادگار، تا پايان عمر كوتاه خود در همه عمليات هاي مهم مانند فتح ميمك، والفجر سه و پنج، عمليات هاي ايذايي و پارتيزاني در محورهاي ميمك و مهران نقش كليدي و فعال داشت، و در آنها وظيفه بسيار حساس تهيه كالك عملياتي بر عهده وي بود.

برادر شهيد اميدي كه خود نيز از جانبازان سرفراز هشت سال دفاع مقدس است، بيان كرد: برادرم هم فرمانده و هم رزمنده اي دلاور بود كه تا لحظه شهادت كمترين كوتاهي در وظايفش نداشت، و تن آسايي و بي حوصلگي با او بيگانه بود.

اميدي افزود: جنگ زماني به ايران اسلامي تحميل شد كه همه مسوولان سطوح بالاي كشور و انقلابي ها تازه از بند اسارت رژيم پهلوي آزاد شده بودند، و آموزش چنداني در زمينه حكومت نداشتند و كشور داراي ارتش از هم گسيخته نامنسجم بود و همين اوضاع معيار و فرصتي مناسب براي تجاوز رژيم بعث عراق به سرزمين اسلامي شد و مردم از جمله شهيد يادگار اميدي به عنوان تكليف و وظيفه شرعي و عقلاني و به پيروي از پير و مراد خود پاي به عرصه نبرد با دشمن بعثي نهادند.

وي اضافه كرد: بيشتر رزمندگان بدون هيچ گونه آموزش نظامي به مقابله با نيروهاي متجاوز رفتند، ولي خيلي زود خود را با شرايط جنگي تطبيق داده و آماده نبردي طولاني با صداميان شدند.

برادر شهيد اميدي در بيان خاطره اي از اين شهيد و سردار والامقام يادآور شد: در يكي از شب هاي ارديبهشت سال ۶۰ در يكي از مقرهاي نظامي جبهه ميمك بوديم كه با پيچيدن خبر سقوط پاسگاه «شور شيرين» در جبهه، همان شب شهيد يادگار به همراه هفت نفر، با يك دستگاه خودرو وانت لندرور و برداشتن تجهيزات اندك شامل تفنگ ژ ۳، تيربار و آر پي جي راهي اين پاسگاه شديم و دشمن را از آنجا بيرون كرديم.

وي ادامه داد: نكته جالب در بازپس گيري پاسگاه استفاده دقيق و ظريف حاج يادگار از نقشه و قطب نما و هدايت مناسب و به جاي نيروهاي موجود در منطقه و هماهنگي با ارتش مستقر بر روي پل «گدارخوش» بود و تا صبح روز بعد آتش توپخانه را بر روي متجاوزان و پايگاه هاي آنها هدايت كرد و موضوع مهم اينكه نقشه خواني، استفاده از قطب نما، ديده باني و هدايت آتش توپخانه توسط شهيد يادگار آن هم بدون هيچ آموزش علمي و مهارت قبلي در ماه هاي نخستين جنگ براي همه ما جاي تعجب و پرسش داشت، چرا كه اين موارد مختص نظامي هاي آموزش ديده و كارآزموده است.

وي گفت: از وي هيچ وصيت نامه مكتوبي به جاي نمانده ولي همواره بر انقلاب اسلامي و ارزش هاي آن تاكيد داشت و هميشه اطرافيان خود را به پيروي از خط حضرت امام (ره) به عنوان ولي فقيه زمان و حضور موثر و مستمر در صحنه هاي حساس انقلاب سفارش مي كرد و خود تا زمان حيات پربارش پيشرو در اجراي فرامين اسلام، انقلاب و امام بود.

برادر شهيد اميدي ادامه داد: وي با وجود سن كم اما هوش و توانايي بالايي در درك مسايل مختلف سياسي داشت و هيچ گاه از موضوع هاي پشت پرده و برخي دسيسه ها مثل فتنه بني صدر غافل نبود و هميشه در مناسبت هاي مختلف مانند سالگرد پيروزي انقلاب حضوري فعال در جبهه و پشت جبهه داشت.

سرانجام شهيد يادگار اميدي در پاييز برگ ريز سال ۱۳۶۴ در حالي كه تنها ۳۰ بهار از عمرش مي گذشت در منطقه عملياتي «كولگ مهران» لباس سرخ فام شهادت را جايگزين لباس خاكي رنگ فرماندهي اطلاعات عمليات جنگ كرد و شادمانه و سبك بال به ديدار معبودش پركشيد.

نكته قابل ذكر اينكه در زمان تشييع پيكر پاك و مطهر اين فرزند دلاور خطه ايلام براي نخستين بار سپاه از گروه موزيك و مارش نظامي استفاده كرد و حضور نيروهاي ارتش در كنار سپاه در آن روز بسيار چشمگير بود.

از شهيد يادگار اميدي دو فرزند دختر و يك فرزند پسر به يادگار مانده است و دو برادر اين شهيد بزرگوار نيز افتخار جانبازي در راه ميهن و كشور را از آن خود كرده اند.

استان ايلام داراي ۴۳۰ كيلومتر مرز مشترك با كشور است.

مردم اين استان در دوران دفاع مقدس نزديك به سه هزار شهيد والامقام تقديم آرمان هاي نظام و ميهن اسلامي كردند.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا