غواصی شهیدان در دریای عشق و اشک کرمانیان

تا شهدا: کرمان امروز بوی روزهای جنگ و شهادت می دهد و غمی سنگین فضای شهر را فرا گرفته است . ایستگاه های صلواتی ، تبلیغات مردمی ، گروه های فرهنگی-تبلیغاتی همه و همه دست در دست هم داده اند تا یک حماسه بزرگ را در استقبال از شهدای غواص دست و پا بسته کربلا فراهم کنند.
لحظه به لحظه که به مراسم استقبال از شهدای غواص خط شکن نزدیک می شویم غم حاکم بر شهر بیشتر احساس می شود چشمان مردم چشم انتظار همانند چشمان یعقوب بود که منتظر بوی پیراهن یوسف از راه دور بودند .

شهر بوی شهید و شهادت می داد  و مردم کرمان ائم از پیر و جوان ، بزرگ و کوچک همه آمده بودند و در طول مسیر استقبال همه نگاه ها به یک سو بود همه منتظر یک چیز بودند ، چشم به راه شهدایی بودند تا به گفته خود شاید با آمدنشان تنها بتوانند ذره ای از دین آن ها را ادا کنند .

مادری که دست دخترش در دستش بود و می گفت دخترم  شهدا برای ما رفتند تا ما زنده بمانیم  و در جای دیگر شور و اشتیاق فرزندانی را دیدم که در پارک مشغول بازی بودند و با گفتن این که شهیدان آمدند به طرف خیابان دوان دوان شدند و با ذوق می گفتند شهیدا اومدن … .

بالاخره لحظه موعود فرا رسید کاروان شهدا نزدیک و نزدیک تر شدند و باران اشک این استقبال را بارانی تر می کرد ، تریلی حامل شهدا به میان جمعیت رسید و مردم کرمان همچون نگینی شهداء را در برگرفتند و جزء اشک و لبیک یا حسین چیزی دیگر بر زبان نمی آوردند .

مادران ، پدران ، خواهران و برادران کرمانی امده بودند تا به جای مادران ، پدران ، خواهران و برادران شهدای گمنام ایفای نقش کنند و در آیین تشییع شهدا به جای ریختن کاسه‌های آب پشت سر شهدا با سیل اشک آنها را بدرقه کردند اشکی که شاید برای شرمنده بودن از شهدا ریخته می‌شود.

و در آخر باید گفت مردم کرمان با حضور حماسی خود نشان دادند هنوز هم ادامه دهنده فرهنگ ایثار و شهادت هستند و توطئه‌های روزافزون دشمنان بر آنها اثر نگذاشته است و با حضور پرشور و با شکوه خود امید دشمنان را ناامید کرده اند.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا