اخبار

شهیدی که با بوسه رهبر بر پیشانی قبول شد

به گزارش تا شهدا؛ در پی شهادت شهید فیروز حمیدی زاده از شهدای مدافع حرم عبد الرضا قوی بنیه یکی از دوستان شهید حمیدی زاده به بیان خاطراتی از این شهید گلگون کفن پرداخت.
قوی‌بنیه عنوان کرد: با خودش کلنجار می‌رفت که مبادا در این هوای سرد انگشتش به خوبی روی ماشه نچرخد و نرمی فشنگ به جای سیبل به تپه های سنگی، که مثل میخ به انتهای میدان تیر فرو شده بودند،برخورد کند!
وی افزود: تا همینجا هم کلی التماس کرده بود، تا اجازه پدر و مادرش را بگیرد، البته آنها هم حق داشتند مخالفت کنند، هنوز داغ برادر شهیدش” نریمان” کهنه نشده بود؛ باید تمرکز می‌کرد تا نوک مگسک را زیر خال سیاه نشانه بگیرد.
قوی‌بنیه خاطرنشان کرد: فرمانده میدان دستور شلیک را صادر کرد! فیروز لحظاتی نفس را در سینه حبس کرد، لوله سیاه تفنگ از میان خاکریز بیرون دویده بود، اولین تیر بیرون جست و پای سیبل، از دور، گرد و خاک بلند شد؛ دومی – سومی و بعدی هم صفوف هوا را شکافت،دیگر تیری در خشاب نمانده بود، همه منتظر اعلام نتایج بودند، شلیک‌های سرنوشت‌ساز که می‌توانست مهر تایید آنها برای قرار گرفتن در خیل مدافعین حرم باشد.
وی افزود: ناقابل دو شلیک به هدف نشسته بود و از باقی شلیک‌ها اثری روی سیبل دیده نمی‌شد، حالا فیروز تمام آرزوهای خود را بر باد رفته می‌دید! دو روز به زمان اعلام نتایج باقی مانده بود،که خواب عجیبی دید و خیالش از بابت رفتن به سوریه راحت شد.
قوی‌بنیه خاطرنشان کرد: طاقت نداشت، سراغ دوستش عبدالرضا قوی بنیه رفت و او را در جریان خوابی که دیده بود،گذاشت. حالا بیست روز از آن خواب گذشته و خبر شهادت فیروز حمیدی زاده دل دوستان را به درد آورده و سیل اشک به پهنای صورت جاریست.
عبدالرضا قوی‌بنیه دم را غنیمت می‌شمارد و خواب شهید مدافع حرم را این گونه تعریف می‌کند: چند روز مانده بود تا اسامی پذیرفته شدگان اعلام شود،که در یکی از شب‌ها فیروز در خواب می‌بیند که پشت سر مقام معظم رهبری به نماز ایستاده و بعد از اتمام نماز رهبر معظم انقلاب بر می‌گردند و پیشانی فیروز حمیدی زاده را می‌بوسند و می‌گوید: قبول باشد.
قوی‌بنیه گفت: روز بعد فیروز در حالی که گرمی بوسه ولی امر مسلمین جهان را روی پیشانی احساس می‌کرد به سراغم آمد و گفت:خیالم راحت شد، قبول شدم.
گفتنی است شهید فیروز حمیدی‌زاده در درگیری‌های اخیر با دشمنان اهل بیت در خاک سوریه و پس از آزادسازی شهرهای نبل و الزهرا به درجه رفیع شهادت نائل شد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا