سروده وحیده وافضلی در رثای شهدای ۱۷ شهریور

به گزارش تا شهدا؛ واقعه ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ معروف به «جمعه سیاه» که در منابع از آن با عنوان «کشتار ۱۷ شهریور» نیز یاد می‌شود، واقعه‌ای در جریان ناآرامی‌هایی بود که در نهایت به وقوع انقلاب ۱۳۵۷ ایران انجامید، در تاریخ ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ خورشیدی، تظاهرات مخالفین و انقلابیون در محلات جنوبی و میدان ژالهٔ تهران، منجر به سرکوب خونین تظاهرکنندگان توسط نیروهای نظامی ارتش شاهنشاهی ایران شد.

۱۷ شهریور ۱۳۵۷ اغلب به عنوان آغاز پایان کار رژیم شاهنشاهی ایران در نظر گرفته می‌شود که هر گونه امید به مصالحه میان انقلابیون و سلطنت‌طلبان را از میان برد.[۱] وقایع این روز عملاً امکان به ثمر رسیدن اصلاحات تدریجی، آرام و لیبرالی را عقیم گذارد.

این واقعه هرچند در شعر شاعران معاصر کمتر پرداخته شده، اما هستند سروده‌هایی که به این موضوع پرداخته‌اند. وحیده افضلی از شعرای جوان در سروده‌ای به این واقعه پرداخته که به شرح ذیل است:

آن روز، روز جمعه خونین بود
روزی که شهر یکسره آتش شد

تاریخ سرخ ِهفده شهریور …
در ذهن روزگار، مشوش شد

خون می‌چکید از در و از دیوار
یک جمعه سیاه و پر از نفرت

از لابه‌لای فاجعه و آتش
تاریخ می‌نوشت: همه حیرت

***

با هر گلوله گُل به زمین می‌ریخت
یعنی گلوله‌ها به هدف خوردند

بی‌شک هوا هوای شهادت بود…
گل‌ها که با گلوله نمی‌مردند!

آن شب وطن سیاه به تن کرد و
مادر در انتظار پسر دق کرد

شهری که در عزای عزیزان بود
تا وقت صبح یکسره هق‌هق کرد

***

میدان “ژاله”  یک شبه مادر شد
یک دشت غرق لاله به بار آورد

وقتی که نام او “شهدا” می‌شد…
بغضی هزار ساله به بار آورد

آن جمعه سیاه ِمصیبت‌بار
آغاز روشنایی ِفردا شد …

خورشید ِانقلابِ بزرگ ِقرن
از پشتِ کوهِ حادثه پیدا شد

***

تاریخ سرخِ هفده شهریور
در هم شکست سلطه شیطان را

خون آمد و دوباره محقق کرد…
آن وعده‌های صادق ِ قرآن را

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا