راه کار رفع تشنگی/ روایتی از شهید مهدی کازرونی

تا شهدا: نیروهای ما در حال کمین، مدت ها زیر آفتاب داغ کویر نشسته بودند و عرق ریخته بودند. حالا تشنگی به آنها فشار می آورد. آب قمقمه ها مدتی پیش تمام شده بود و تمام ظرف های آب نیز در درگیری سوراخ سوراخ شده بودند و آبشان هدر رفته بود. بعد از آن حمله و تلاش بسیار، دیگر رمقی برای بچه ها نمانده بود. خستگی و بدتر از آن تشنگی فشار می آورد. منظره ناراحت کننده ای بود. یکی از بچه ها وقتی ظرف خالی آب را دید، به زمین نشست و گفت: «دیگر طاقت ندارم. از اینجا تا اولین آبادی هم اینقدر فاصله است که فکر نمی کنم بتوانم سر پا بایستم. توانم تمام شده است.»
بچه های دیگر هم به دنبال قطره ای آب تمام ظرف های سوراخ شده آب را تکان می دادند. شهید کازرونی دیگر نمی توانست ناراحتی دوستانش را تحمل کند، با صدای بلند گفت: «نگران نباشید همه چیز درست می شود.»
بعد از این ماجرا بچه ها از او پرسیدند: «وقتی گفتی که نگران نباشیم، واقعا مطمئن بودی که راه حلی هست؟»
و شهید کازرونی خندید و گفت: «هیچ راه حلی در ذهنم نبود. ولی امیدم به خدا بود تا کمک کند راه چاره ای پیدا کنم»
و واقعا هم خدا او را یاری کرد تا چاره ای بیندیشد. خودکارش را از جیبش بیرون آورد و قلم میانی اش را خارج کرد. بچه ها با تعجب پرسیدند: «توی این موقعیت چی می خواهی بنویسی؟»
آقای کازرونی می خندد و می گوید: «گفتم که نگران نباشید. حالا می خواهم تشنگی همه شما را رفع کنم، نگاه کنید.به این لوله خودکار!»
و بچه ها با تعجب نگاه کردند. آقای کازرونی کاپوت ماشین را بالا زد، درب رادیاتور را باز کرد و با لوله خودکار آب داخل رادیاتور را مکید و گفت: «خوب است می شود خورد. یاالله بیایید جلو شما هم امتحان کنید.»
بچه ها اول با تردید جلو میروند ولی بعد با خوشحالی آب رادیاتور را مزه مزه می کنند و به این ترتیب از تشنگی نجات پیدا می کنند. هر وقت بچه ها یاد این قضیه می افتادند، می خندیدند و می گفتند: «آب رادیاتور هم بد نیست» 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا