بيانات مقام معظم رهبرى ۲

بيانات مقام معظم رهبرى در مراسم اعطاى نشان فتح به فرماندهان سپاه و ارتش در عمليات بيت المقدس

بسم الله الرحمن الرحيم

در ابتدا، به برادران عزيزى كه اولين نشان افتخار و نشان حضور فداكارانه در جنگ را در جمهورى اسلامى دريافت كرده اند، صميمانه تبريك عرض مى كنم . به نيروهاى مسلح هم تبريك مى گويم كه بالاخره اين رسم و سنتِ مطلوبِ قدردانىِ مشخص و معين را از كسانى كه فداكارى نمودند، شروع كردند و با اين نشانها، آن را هميشگى ساختند. اين نشان، اولا نشان سپاسگزارى و قدردانى جمهورى اسلامى از شما عزيزانى است كه خدمتى بزرگ و ارزنده را در جنگ تحميلى ، از خودتان نشان داديد.

ثانيا، يك يادگارماندنى است تا در آينده همه بدانند كه در يك فصل بسيار خطرناك و دشوارى از زندگى و تاريخ جمهورى اسلامى ، صاحبان اين نشان ها، چه فداكارى يى نشان دادند و چه عظمت انسانى يى از خودشان بروز دادند. ايننشان ، يك كار سمبليك است ، والا قدر كار شما بيش از اينهاست و اميدواريم كه همه ى ملتو كشور و مسؤولان ، قدر شما و مجاهداتتان را بدانند و ان شاءاللّه هميشه از شما قدردانى كنند.

نكته ى ديگر اين است كه گرچه ما به چند ده نفر از برادران ((نشان )) داديم و عملا و رسما از آنها قدردانى شد؛ اما كسانى كه در خور اين نشانها هستند، فقط جمعِ امروزنيستند. همان طور كه برادران بيان كردند، عمليات بزرگ ديگرى در جبهه بوده ورشادتهاى بزرگى در آن عملياتها نشان داده شده است و چهره هاى گمنام و بى ادعا و كم ادعا و متواضع و گوشه گير چه ارتشى و چه سپاهى و چه از آحاد نيروهاى بسيجى بودند و هستند كه شايسته و درخورِ اين نشان ها مى باشند و بايد مورد احترام و قدردانى قرار بگيرند.

ان شاءاللّه در آينده بايد اين كار انجام بشود و يكى از برنامه هايى راكه ستاد كل تعقيب خواهد كرد چه مباشرتا و مستقيما و چه به وسيله ى دستگاههاى ديگربايد همين باشد كه افرادى كه در طول اين ساليان فداكارى كردندچه امروز در خدمتباشند يا نباشند شناخته و برآورده و بركشيده شوند و مورد احترام قرار گيرند و ازآنها قدردانى به عمل آيد؛ زيرا عمل خير هيچ وقت از بين نمى رود.

 

آن شبى كه شما تا صبح بيدار مانديد، آن ساعات متوالى كه شما در قرارگاهتان نشستيدو اين طرحها را ريختيد، آن حضور شجاعانه يى كه شما در صحنه ى جنگ انجام داديد، آنقدرت روحى كه شما از خودتان نشان داديد و موجب شد تا نيروهاى شما جلو بروند ونيروى دشمن سركوب گردد، حتّى آن گلوله يى كه شما شليك كرديد و يا دستور داديدشليك بشود، همه و هر يك از اينها، حادثه يى نبود كه يك روز واقع شد و بعد هم تمامگشت .

نه ، عين آن حادثه ، الان موجود است و در دو جاى ديگر محفوظ مى باشد و اگرخواستيد بگوييد سه جاى ديگر، جاى سوم را به قدر آن دو، نبايد خيلى اهميت داد؛ زيراگاهى هست و گاهى نيست . اما آن دو جاى اصلى كه وجود دارد، اول در ميزان و علم و دفتر محاسبه ى الهى است كه((لايغادر صغيرة ولاكبيرة الاّ احصاها)): هيچ كار كوچك و بزرگى از شما سرنزده، مگر اين كه در آن صحيفه ى الهى نوشته شده و موجود است و تمام نخواهد شد و در روزقيامت ، به شكل چيزى شيرين و مطلوب و دلنشين و آرامبخش و نجاتبخش مجسم خواهد شد.بنابراين ، كارى را كه شما در ساعتى و لحظه يى و زمانى انجام داديد، آن كار در آن جاباقى است . دومين جايى كه كار شما باقى مى ماند، عبارت از همين وضع موجود شماست .

مگر شما نمى گوييد كه جمهورى اسلامى ، يك نظام مستقر و نيرومندى است و مجموعه و محصولى استكه در ذات و خلال او، كار آن روز شما موجود است و اگر آن كار نبود، امروز اين مجموعهنبود؛ پس تلاش شما در وضع موجود ما مستقر است و اگر تا قيامت اين وضعيت باشد، آنتلاش هم خواهد بود.

مثل آن دانه يى كه شما در زمين مى نشانيد و يك درخت سيب مى شود.ميوه هايى كه از اين درخت سيب به عمل مى آيد، آن دانه به نحوى در همه ى اينها وجود دارد.اگر آن دانه نبود، هيچ يك از اين ميوه ها هم نبودند. اگر شما نظام مستقر و حركت بهنگام و بسامانى را مى بينيد و مشاهده مى كنيد كه آيندهروشن و اميدبخش است ، اگر مى بينيد ابهت جهانى يافته ايم ، اگر مى بينيد داراى كشورى هستيم كه در جهت آبادى و عمران و استقلال و سيادتِ روزافزون حركت مى كند،فشرده و متراكم شده ى همان هزاران كارى است كه شما درطول زمان انجام داديد و محصول يا مجموعه ى آن ، اين شده است .

اگر هر كدام از آنها نبود،اين ثمرات نيز نبود.

اگر تلاش آن شب شما كه تا صبح زحمت كشيديد تا نيروها را درسنگرها مستقر كنيد، يا از آب عبور بدهيد، يا دشمن را دور بزنيد، يا در مراكزِ كمين مستقربشويد، يا آمادگيها و يا نقشه را به وجود آوريد، اگر آن تلاشها نبود، امروز اين نتيجه نبود. پس ، آن تلاش شما در اين وضع موجود ما مستقر است و تا قيامت وجود خواهد داشت . سومين جا، حافظه ى ملتها و خاطره ى تاريخ است كه گاهى هست و گاهى نيست و همان طوركه گفتيم ، خيلى هم به قدر آن دو مهم نيست ؛ اما خالى از اهميت هم نمى باشد. تاريخ وآينده ى ما و گزارش گزارشگران و ياد يادآوران ، كارها و تلاشهاى شما را همواره درخود حفظ خواهد كرد. بنابراين ، آن كارها موجود است .

 نيروهاى مسلح بايد قوى بشوند و قدرت دفاعى خود را بالاببرند

 

از نيروهاى سپاه و ارتش ، افراد زيادى بوده و هستند كه بعضى شهيد شدند و بعضى همبحمداللّه زنده و سرپا هستند و تلاشهاى زيادى كرده اند و ان شاءاللّه بايستى شناسايى بشوند و نامشان مشخص گردد و ان شاءاللّه با اعطاى نشان ، از آنها قدردانىِمشخص و مجسم و متبلور انجام بگيرد. البته ، ليستها محفوظ و گزارشها مشخص ‍است ،خيلى هم زحمت ندارد؛ اما اين شروع كار بوده و ان شاءاللّه در ادامه ى كار، حقوق همه ى كسانى كه در اين زمينه ذى حق هستند، بايد حفظ و رعايت بشود. آنچه كه صحبت شد، مربوط به گذشته بود؛ ولى آنچه كه مربوط به آينده مى باشد،اين است كه برادران نيروهاى مسلح جمهورى اسلامى بايد قوى بشوند و قدرت دفاعى خود را بالا ببرند.

اين ، دو كلمه حرف است ؛ اما پشت سر اين حرف ، هزاران تلاش قراردارد. اگر تلاش نكرديم ، آن دو محقق نخواهد شد و اگر نشد، ملت و كشور و انقلاب ونظام جمهورى اسلاميمان ، تهديد خواهد شد. آن گونه كه من استنباط كرده ام ، بايد برطبق فهم خودم عمل بكنم و اين تكليف شرعى من است و در نيروهاى مسلح ، هر كس موظف استكه بر طبق همين روال عمل بكند. ما بايد ارتش و سپاه را به عنوان دو سازمان و دو بازوى مسلح و دو تشكيلاتى كه امام تاآخرين روزها اصرار داشتند اين دو سازمان بمانند و قوى بشوند، نگهداريم و تقويت كنيمو هر كدام تشكيلات خودشان را به بهترين وجه ممكن اداره كنند و ستادكل هم با وظايف مشخص و معيّنى كه وجود دارد و بر اساس آنهاتشكيل شد، برنامه ريزى و سياست گذارى خواهد كرد.

 

 

برنامه ريزيهاى كلى و سياستگذاريهاى عمومىِ نيروهاى مسلح مثبت است و درخشندگيها ونيز كمبودها و كاستيها و ضعفهايى دارند. هم بايد كاستيها برطرف بشود و ضعفها بهقوّت تبديل گردد و هم بايد درخشندگيهاى هر يك از اين دو سازمان ، براى ديگرى درسو آموزش و الگو بشود. هر كدام امتيازاتى دارند كه آن امتياز، مطلوب و يادگرفتنى وپيروى كردنى است و هركس ندارد، ياد مى گيرد و پيروى كند.

هر كدام هم ضعفها ونقصهايى دارند كه بايد برطرف بشود. اين كه گفته بشود ما مى خواهيم به نفع ارتش ، سپاه را ضعيف كنيم يا به نفع سپاه ،ارتش را ضعيف سازيم ، به طور قاطع وجود نخواهد داشت و ندارد. البته ، در گذشته همتا آن جا كه من از سياستها و تدابير حضرت امام (رضوان اللّه تعالى عليه ) و كارى كهبر اساس تدابير ايشان از سوى مسؤولان و جانشين محترمشان انجام مى گرفت ، باخبرم؛ چنين چيزى وجود نداشته است .

البته ، شايعه و سوءظن و روح وسوسه و نگرانى دايمى و قلق و اين كه چه خواهد شد و اين كار به چه نيّتى انجام گرفت و از اين قبيل چيزها هميشه بوده ؛ اما اكنون نيست و حالا ما بحث امروز را مى كنيم . محققا ارتش و سپاه ، دو سازمانى هستند كه موازى هم نمى باشند. على الاصول ماءموريت ارتش باماءموريت سپاه متفاوت است و دو گونه ماءموريت مى باشد. هردو هم نيروى مسلح و نظاميند و هر كسى بگويد نيروى سپاه ، يك نيروى انتظامى است ،برخلاف آن چيزى كه نظر ما بوده و دنبالش هستيم ، حرف بى خود زده است .

همچنين هركس بگويد كه سپاه يك نيروى ويژه به معناى كوچك كردن و كوچك گرفتن است ، بى خود گفته است . خير، سپاه هم يك سازمان رزمى و نظامى است و ماءموريت مشخصى هم دارد.ما اين ماءموريتها را به طور رسمى به هر سازمانى ابلاغ خواهيم كرد. بايد هر دو سازمان بنشينند و حدود و مرزهاى دقيق اين ماءموريتها را طبق تدبيرى كه دادهمى شود، معيّن بكنند و بر طبق آن ، هر سازمانى خودش را منطبق نمايد. بنابراين ، ارتش وسپاه به عنوان دو سازمان باقى مى مانند؛ اما بايد هر چه ممكن است ، از جهاتى كه لازممى باشد، به هم شباهت پيدا كنند. البته ، چون ماءموريتها جداگانه است ، اقتضائاتخاصى دارد كه هر دو ماءموريت ، اقتضائات خودش رادنبال خواهد كرد و طبيعتا ممكن است هر ماءموريتى ، اقتضاى خاصى هم در شيوه ى سازماندهى يا بقيه ى چيزها داشته باشد؛ اما در برخى موارد، اين طور نيست .

 

لازم نيست در ماءموريتشان به هم شباهت پيدا كنند؛ اما در آن چيزهايى كه دو سازمان رزمى بايد به هم شباهت پيدا كنند، بايستى روزبه روز به همديگر نزديكتر و شبيه تر و ازحالِ هم آگاهتر و به هم مهربانتر و نسبت به سرنوشت يكديگر علاقه مندتر باشند.حقيقتش هم همين است . يعنى اگر ارتش توجه بكند، خواهد ديد كه حضور سپاه پاسداران دركنار او، به وى كمك خواهد كرد. سپاه هم اگر درست دقت بكند، خواهد ديد كه حضور ارتشجمهورى اسلامى ايران در كنار وى ، به كمك او خواهد آمد. اين دو سازمان ، دو بازو هستند ودو بازو از يك بازو بهتراست . اين تعبيرِ دو بازو، عينا همان تعبيرى است كه امام (رضوان اللّه تعالى عليه ) به خود منگفتند. راجع به همين مساءله ى سپاه و ارتش صحبت بود كه ايشان دو بازوى مباركشان رابلند كردند و گفتند: ((هر دو، دو بازوى جمهورى اسلامى هستند و بايد باشند)). حقيقتشهم همين است .

من هم بدون اين كه در اين نظر شكى داشته باشم ، ازاول اعتقادم همين بوده است كه اين دو سازمان وجود دارند و هر دو لازم ومكمل يكديگرند. تدبير اين است كه هر دو سازمان ، با اين ديد به مسايل خود و سازمانشان و مسايل سازمان ديگر نگاه كنند؛ نه اين كه با ديد حدسى ،ارزيابى نمايند. ارتش فكر نكند كه چون سپاه پاسداران برادران خوبى هستند و جنگ هم كه تمام شد، پساز اين ديگر فقط سازمان او مطرح است .

نمى گويم شما برادران ارتشى اين فكر را مى كنيد. من شاهد همكاريها و علاقه منديهاى شما بوده ام و در جبهه ى جنگ و بيرون از جنگ همبوده ام ؛ اما نبايد از اين كه در گوشه و كنار، كسانى اين فكر را ترويج كنند و دشمنهم به آنها كمك كند، غافل بود. از طرف ديگر، سپاه هم نبايد فكر كند كه چون اين همهعمليات موفق و پيروز انجام داده است ، ديگر هيچ چيز كم و كسر ندارد و لزومى هم نداردكه حتما ارتش در كنارش باشد. خير، ارتش يك سرمايه و ذخيره و اندوخته براى اين ملتاست .

هيچ كس به دست خودش ، اندوخته ى خويش را از بين نمى برد. هر دوى اينها همان طور كه امام (ره ) فرمودند و من هر چه فكر مى كنم ، بهتر از اين تعبيرپيدا نمى كنم دو بازو هستند و هيچ آدم عاقلى ، يكى از دو بازوى خودش را قطع و يا ضعيف نخواهد كرد. اين دو بازو، جز به سود شخص حركت نخواهند كرد و هماهنگى نخواهند داشت .اگر شما هم بخواهيد اين دستتان با آن دستتان هماهنگى نكند، نمى توانيد.

به طور طبيعى، اين دو دست با همديگر حركت و هماهنگى مى كنند؛ مگر آن كه خداى ناكرده يكى فلجباشد يا شما تمرين كرده باشيد و بِزور بخواهيد چنين چيزى را به يك دستتانتحميل كنيد. براى اين كشور، تهديد وجود دارد. نمى گويم جنگ وجود خواهد داشت ممكن است وجود داشته باشد و يا نداشته باشد اما تهديد قطعى است .

اين تهديد، چه زمانى عملى مى شود؟ آنوقتى كه شما ضعيف باشيد و دچار اختلاف شويد و خداى نكرده در صحنه حضور نداشته باشيد و كارايى و آموزش و تجهيزات و نيروى انسانى و انضباط نداشته باشيد؛ والاّدشمن در مرحله ى تدبير خواهد ماند و اميدواريم كه بماند و هرگز اين توان را پيدا نكندكه به جمهورى اسلامى چشم زخمى وارد كند. البته ، من صريح بگويم كه تا شماباشيد و با هم خوب كار كنيد و آماده به خدمت و پا به ركاب و دامن همت به كمر زده وكاردان و با چشم باز در صحنه باشيد، چشم زخمى زده نخواهد شد و دشمن ، اين قدرت راپيدا نخواهد كرد.

 

من ، به نيروهاى مسلح رسيدگى خواهم كرد. وجود ستاد مشترك ارتش و ستاد مركزى سپاهپاسداران و ستاد كل نيروهاى مسلح ، به معناى عدم حضور و عدم رسيدگىِ من نيست . آن جاكه لازم باشد، من به همه ى امور رسيدگى خواهم كرد و اين حق براى من محفوظ است كهتا پايين ترين رده ها وارد بشوم و چيزى را سؤال و استفسار و تصرف كنم . البته ، سلسله مراتب آن چنانى كه مقرر است ، به جاى خودمحفوظ مى باشد؛ اما سلسله مراتب ، مانع از حق فرمانده براى رسيدگى در حيطه ىفرماندهى به هر شيوه يى كه مصلحت بداند نيست و از اين حق براى خدا و تجهيز نيروهاى مسلح و براى اين كه در اين روزگار بتوانيم نيروهاى مسلحمان را نيرومند كنيم ، به نحوشايسته استفاده خواهم كرد. اين بازوها بايد قدرتمند شده و اين مشتها بايد گره شوند.

ما كسى را تهديد نمى كنيم، از اول هم تهديد نكرديم ، دنيا هم اين را مى داند. نگويند كه جمهورى اسلامى ايران ، مارا تهديد كرده و خودش را آماده مى كند.

بلى ، ما ان شاءاللّه روزبه روز خودمان را بيشترآماده خواهيم كرد و بايد هم بكنيم ، وظيفه ى مردم هم اين است كه پشتيبانى كنند. ما تهديدنمى كنيم ؛ بلكه در مقابل تهديدهاى دشمنان كه ثابت شده به هيچ اصلى ازاصول انسانى پايبند نيستند، ايستادگى خواهيم كرد.

 

ان شاءاللّه ديدارهاى ديگرى هم به مناسبتهاى كارى ، با شما برادران سپاهى و ارتشى خواهم داشت و توصيه هاى لازم را خواهم كرد؛ اما امروز كه يك تجمع خوبى در اين جا ايجاد شده است ، مايلم نكاتى را به شما توصيه بكنم : اولا همان طور كه قبلا گفتم اين دو سازمان ، صميمانه با هم كار كنند. اگر صميميتنباشد، طرف مقابل آن را زود مى فهمد. نبايد به زبان بگوييم بله ، اين گونه است ؛ امادر باطن صميميت نباشد. بايد بدانيم خداى متعال چنين قرار داده است كه بى صميميتى زودفهميده شود. آدمهاى بى واقعيت و بى صداقتخيال مى كنند زرنگند، نمى دانند كه افراد زيادى هستند كه با همديگر مى نشينند وديگران را به بى صداقتى و بى صميميتى متهم مى كنند و مى گويند فلان كس آدم بىصداقتى است و صميميت ندارد؛ در حالى كه خودشخيال مى كند هيچ كس عدم صداقت او را نفهميده است .

او اصرار ورزيده كه صميمى جلوه كند؛اما بالاخره حقيقت آشكار شده است و در جمع افراد، اين معنا واضحتر هم خواهد شد. اگر يكمجموعه نسبت به مجموعه ى همجوار خود، صميميت نداشته باشد، زود آشكار خواهد شد و درعمل ، تناقضها و درگيريها و اصطكاكها پديدار خواهند گرديد. دو سازمان بايد نسبت به هم صميميت و برادرى داشته باشند و به هم كمك كنند و هدف رابالاتر از اهداف سازمانى قرار بدهند. الان اگر به يكى از لشكرها چه لشكرِ ارتش وچه لشكرِ سپاه بگويند شما ده بيست تانك يا يك مقداروسايل و تجهيزات و آشپزخانه و… را به لشكر ديگر بدهيد تا اصلا متعلق بهخودشان باشد، خواهيد ديد كه از همه ى امكانات براى ندادن آنوسايل استفاده مى كنند؛ در حالى كه بناست آن لشكر هم بجنگد. گاهى هم آن لشكر،وسايل و تجهيزات ندارد و به آنها احتياج دارد و آن ديگرى زيادى هم دارد؛ اما نخواهد داد.البته ، در دستگاههاى غيرنظامى هم همين گونه است و اين چيزى نيست كه مخصوصِ شماباشد.

بنابراين ، مى بينيد كه در برخى موارد، متاءسفانه هدفهاى سازمانى و حتّى كوچكتر از سازمانى ، از اهداف اصلى بالاتر قرار مى گيرند.

بايد با اين روحيه مبارزه كرد. چه كسى بايد مبارزه كند؟ طبيعى است كه اول خودمان بايد اين كار را بكنيم و حقيقتا گشاده دستانه با آن ديگرى برخورد كنيم تابرادرىِ بيشترى بين ارتش و سپاه برقرار شود.

 

نكته ى ديگر اين است كه ماءموريتهاى دفاعى مرزى را خيلى جدى بگيريد. من ، قبلا هم به شما گفته ام و اكنون نيز تكرار مى كنم : اين خطوط مرزى را، هم سپاه و هم ارتش مستحكمكنند. حقيقتا هيچ بهانه يى براى توجيه عدم استحكام و عدم اطمينان و گسيختگى خطوطمرزى ما قابل قبول نيست . هم سپاه و هم ارتش ، در منطقه يى كه ماءمور حفاظت هستند، بايدبا كمال دقت و مراقبت حضور داشته باشند و از هرگونه سستى و بى مبالاتى وسهل انگارى و ولنگارى از طرف افراد و ماءموران پايين دست ، به شدت جلوگيرى كنند.

 

نكته ى بعدى اين است كه اساس كار نظام و نيروهاى نظامى ، نظم و انضباط است . اگرنظم داشتيد، هم نيروى انسانى و هم سلاح و هم امكانات شما، به دردتان خواهد خورد؛ ولى اگر نظم نداشتيد، چنانچه نيروى انسانى و سلاح و تجهيزات و امكانات وپول هم داشته باشيد، به دردتان نخواهد خورد. آن چيزى كه يك توده ى انبوه آدم را ازيك لشكر و يگان نظامى ممتاز مى كند، در درجه ى اول نظم او است . بنابراين ، شاخصه ى يك مجموعه ى نظامى ، نظم است .

هر چه ممكن است، به نحو صحيح بر نظم و انضباط خود بيفزاييد. ممكن است بعضى تصور كنند كه فقطسپاه مخاطب است . خير، هم سپاه و هم ارتش مخاطب است . متاءسفانه ، گاهى در برخى ازقسمتها و يگانهاى ارتش هم ، نشانه هاى بى نظمى مشاهده مى شود كه بايد تكرار نشود. امروز، يكى از برنامه هاى ما، معرفى آقايانى است كه اخيرا منصوب شده اند و چون بنارا بر اين گذاشتيم كه مراسم ما از معنويت و حقيقت و صميميت سرشار باشد، چنانچهبرخى از تشريفات هم در آن نباشد، به آن خللى وارد نمى كند. البته ، من با تشريفاتنظامى مخالف نيستم ؛ ولى با مطلق تشريفات و وجود تشريفات در زندگى شخصى خودم و ديگران ، صددرصد مخالفم .

در عين حال ، در تشريفات رسمى كه گاهى شعاراست و يك معنا و مفهومى در آن وجود دارد، حايز اهميت است . من ، به اين گونه تشريفاتعلاقه مند هستم ؛ اما اگر يك وقت به خاطر جهت ديگرى ، اين تشريفات عملى نشد، از نظرمن ايرادى ندارد و طبعا امروز به خاطر وضعيت مكانى ما، نمى توانست آن تشريفاتمفصل انجام بگيرد. وضعيت ما طلبگى است و فعلا با همين وضعيت ، اين كار را انجام مى دهيم . هويت و معنويت و معناى كار مهم است ؛ اگر چه از لحاظ ظاهر، آن گونه كه مى خواهيم، نباشد و به همين جهت است كه تشريفاتِ آن چنانى نداريم .

 

من ، به ستاد فرماندهى كل ، آقاى دكتر فيروزآبادى كه برادر بسيجىِ سابقه دار ومورد اعتماد ما هستند گفتم كه سياست گذارى و هدايت كلّى و همسان سازى و هماهنگ سازىِ دوسازمان ، برعهده ى اين ستاد است و ستاد سپاه پاسداران و ستاد مشترك ارتش ، براى كارهاى خود، از طريق ستاد فرماندهى كل اقدام خواهند كرد.

البته ، به هر نحو و هر جاكه لازم باشد، من با فرماندهان ارتش و سپاه ، ديدار و ملاقات و نظرخواهى خواهم داشت ؛ليكن روال جارى كار، آن گونه خواهد بود كه از طريق ستاد فرماندهى كل كارها انجام مى گيرد. ستاد كل هم در كارهاى ستادى آن دو ستاد و سازمان ، دخالتى نخواهد كرد. من ، براى ستاد مشترك ارتش جمهورى اسلامى ، آقاى سرتيپ شهبازى را منصوب كردم كهايشان هم از برادران بسيار خوب و شناخته شده در صحنه ى جنگ بوده است .

خود من شاهدبودم كه ايشان در صحنه ى انقلاب ، خدمت بزرگى به ارتش و نيروهاى مسلح كرد و دراوايل پيروزى انقلاب ، ايشان و جمعى ديگر، هميشه جزو همكارهاى خوب ما بود و امروزبرادر شناخته شده يى است . نيروهاى سه گانه ى ارتش ، بايد ستاد مشترك را به عنوان مادر خودشان به حسابآورند و بدانند كه اگر ستاد مشترك تضعيف شد، نيروها تضعيف خواهندگرديد.

نيروهاخيال نكنند كه اگر ستاد مشترك را دور زدند، به نفعشان است ؛ بلكه به ضررشان خواهد بود.من ، اين نكته را به عنوان روش و خط مشى به شما گفتم و البته شما درعمل هم همين را تجربه خواهيد كرد و خواهيد ديد كه اگر نيروهاى سه گانه ى ارتش ،ستاد مشترك را جدى نگيرند، كارشان پيش نخواهد رفت و بلكه عقب خواهند افتاد. ستادمشترك ، حالت مادر و مركز را براى ارتش دارد و بر سه نيرو مشرف است و در حقيقت ،ستاد فرماندهى كل ارتش مى باشد.

بنابراين ،مسايل تدابير فرمانده ى كل ، از طريق ستاد مشترك به نيروها و به قسمتها و ادارات وسازمانها ابلاغ خواهد شد. براى ستاد سپاه پاسداران ، برادر بسيار خوبمان آقاى ذوالقدر، به پيشنهاد فرماندهى كل سپاه پاسداران انتخاب شد كه البته خود من هم شناخت خوبى از ايشان داشتم و اين اميدرا دارم كه ان شاءاللّه ستاد كل سپاه پاسداران بتواند قدمهاى اساسى يى در طريق منتظمكردن مجموعه ى سپاه بردارد. اين ستاد، بايد از پشتيبانى فرماندهى كل برخوردار باشد و همين طور سازمانها و نيروها و قسمتهاى مختلف سپاه پاسداران همتوجه بكنند كه از طريق ستاد كل سپاه ، كارهاى خود را انجام بدهند.

البته ، اين سؤال وجود دارد كه شوراى عالى سپاه كه شوراى قانونى اين سازمان است رابطه وجايگاهش با فرماندهى و ستاد كل ، چگونه خواهد بود؟ اين مساءله ، جزو آن نكاتى استكه من ان شاءاللّه در آينده ، براى آن كه كار برادران به خوبى انجام بگيرد، پاسخروشنى به سپاه خواهم داد.

به هر حال ، ما اميد زيادى به ستادكل سپاه بسته ايم كه ان شاءاللّه بتواند با تدبير و نظم و برآورد و بررسى وتجزيه و تحليل منطقى از مسايل ، كارها را هر چه بيشتر رو به انتظام ببرد. برادر عزيزمان ، آقاى رحيم صفوى نيز به عنوان جانشين فرمانده ى كل معرفى شده اند. در حقيقت ، اين برادر، هم شهيد و هم جانباز است و فقط بحمداللّه مفقودو اسير نيست ؛ حى و قايم كامل ! ايشان از اول جنگ ، در كردستان بودند كه من خود درمراحلى ، واقعا شاهد فداكاريهاى مخلصانه ى اين برادر بسيار خوب بودم . چهره يى برجسته و با اخلاص و صميمى و خوب كه فرماندهى كل سپاه جناب آقاى رضايى ايشان را معرفى و پيشنهاد كردند و من هم منصوب كردم كهبجا هم هست . براى فرماندهى نيروى زمينى سپاه ، برادر عزيزمان آقاى مصطفى ايزدى را در نظرگرفتيم كه از آن برادرهاى بسيار خوب مى باشند.

من خودم نيز ايشان را از سابق از دورو نزديك مى شناختم . از آن وقتى كه ايشان در كردستان بودند و بعد به سپاه وفرماندهى وارد شدند و كارها و تلاشهاى مخلصانه يى در منطقه ى كردستان و بعدامدتى هم در منطقه ى جنوب انجام دادند، حقا و انصافا جزو برادرهاى بسيار ارزنده ومحبوبى هستند كه جا دارد افرادى از قبيل ايشان ، در مسؤوليتهاى بالا باشند. برادر عزيزمان آقاى محتاج هم به عنوان جانشين فرمانده ى نيروى زمينى معرفى شدند وبنده هم تاءييد كردم و حكم دادم . گرچه با ايشان خيلى همكارى نداشتم ؛ اما سوابقشناخته شده ى خوبى از آقاى محتاج دارم .

اين مجموعه ، برادران عزيزى هستند كه امروزبنا بود در اين جا معرفى بشوند و وظايف و شرح كارشان مشخص ‍است . من ، به همه ى برادران عزيز توصيه مى كنم كه كمك كنند تا ان شاءاللّه اين برادران بتوانند بهماءموريتها و وظايف مهم خودشان عمل كنند. لازم است از برادرانى كه در طول مدت جنگ ، تلاشهاى زيادى كردند و مسؤوليتهاى مهم وبالايى داشتند و هنوز نام آنها مطرح نشده است تا از آنهاتجليل شود، به صورت كلى تجليل كنم . اميدوارم كه ان شاءاللّه همه ى آنهامشمول رحمت و فضل الهى باشند.

همچنين ياد شهداى عزيزمان : سرداران و رزمندگان وبسيجيان و نيروهاى خدماتى چه نيروهاى درمانى ، چه جهاد سازندگى و چه ديگران راگرامى مى داريم و اميدواريم كه خداوند ان شاءاللّه به خانواده هاى آنها صبر و اجر بدهدو بركات خودش را بر آنها نازل كند و شهداى آنها را با شهداى ابرارِ صدر اسلام ،محشور فرمايد.

 والسّلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا