به مناسبت سالگرد جانباز شهید شکراللهی

تا شهدا – بازخوانی دو قطعه شعر که به مناسبت عروج عارفانه جانباز شهید”حاج علی شکراللهی” سروده شده بود:

آهسته چون نسیم
گل ازگلش شکفت و دوباره بهارشد

پروازکردو ساکن آغوش یارشد

ازخطه کویرشمیم صبا رسید

برمقدمش بسیط زمین لاله زارشد

دلگرم بود ومنتظرلحظه ای شگرف

ناگاه درهوای خوشی بیقرارشد

با آن که خصم برگ و برش را شکسته بود

دررهگذار عشق و وفا سایه سارشد

ازدرد همچو گنبد مینا خمیده گشت

جسمش برای روح شهیدش مزارشد

بارسفر که بست دل آسمان گرفت

باران گرفته بود که او رهسپارشد

تا بود آبروی زمین بود و زیب چرخ

تا رفت گونه های زمین شوره زارشد

تابوت خویش یک تنه بردوش می کشید

از آن زمان که چرخ فلک را سوارشد

آهسته چون نسیم گذشت ازکنارما

با اینکه رفت در دل ما ماندگارشد

 

دردنامه ای تقدیم به شهید شکراللهی

“آنان که خاک را به نظرکیمیا کنند”

باید که عشق را به شما اقتدا کنند

بی دردهای خفته به مرداب عافیت

باید حساب خویش زمردان جدا کنند

با نردبان درد به معراج می روند

آنان که تا به صبح خدا را صدا کنند

ایوب های دهرتمامی درد خویش

با کیمیای درد تو باید دوا کنند

با کیمیای دردتو آری میسراست

مردم مس وجود بدل با طلا کنند

درد تو آیه های هدایت شود اگر

کفرجهان به قصه تو آشنا کنند

عمری به روی چرخ نشستی زپا ولی

آنسان نشستنی که ازآن قصه ها کنند

یاران دردمند تو در روز رفتنت

جاداشت محشری به عزایت بپا کنند

کل الهه های اساطیر عاقبت

باید که معبدی به مزارت بنا کنند

با همرهان عرشی گلگون کفن بگو

یاران مانده درقفست را دعا کنند

روزی که بارگاه شفاعت بپا شود

مگذار ازگروه تو مارا جدا کنند

“بهروز ساقی”

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا