شهدا

دفاع‌مقدس

عکس‌ شهدا

 

کدخبر: 79883
تاریخ انتشار: 10 فروردین 1400 _22:39:41
به زندگی خود رنگ الهى بپاشید

در بخشی از وصیت‌نامه شهید «مرتضی حسین پور» آمده است: توصیه می‌کنم که در روز قیامت نه چیزى، نه دفترى، نه پستى، نه مقامى و نه ریاستى و ثروتى به فریاد کسى نمى‌رسد آن چیزى که به فریاد انسان می‌رسد اعمال صالح، نیک خود انسان است. به زندگی و کارهایتان رنگ الهى بپاشید و هدف فقط رضاى خدا باشد و خداوند را در هر حال فراموش نکنید.

تا شهدا؛ شهید «مرتضی حسین پور» در غروب ششم فروردین ماه سال ۱۳۳۹ در حالی که طبیعت سرسبز زیبا و دلنشین منطقه اندیکا رو به زردی گراییده بود، متولد شد.

 مرتضی با وجود تمامی مشکلات، تحصیلات ابتدایی را در مدرسه روستا به پایان برد؛ ولی به دلیل نبودن مدرسه راهنمایی به ناچار برای ادامه تحصیل باید به مسجدسلیمان می‌رفت. دوره راهنمایی را در مدرسه ابوریحان بیرونی سپری کرده و پس از اتمام این دوره که در مسجدسلیمان و با وجود مشکلات فراوان صورت گرفته بود وارد دبیرستان داریوش محمدی شد و تا سال سوم دبیرستان را در این مدرسه به تحصیل مشغول بود.

 

به زندگی خود رنگ الهى بپاشید

 

شهید حسین پور مدتی در مسجد سلیمان ماند و در سال 1358 با دختر عمویش ازدواج کرد که در همین سال از طریق شهربانی به کردستان اعزام شد و ماموریت او در کردستان دو سال طول کشید به همین دلیل از روز عقد تا روز عروسی شان دو سال به طول انجامید.

سال ۱۳۶۰ و پس از بازگشت از کردستان وارد سپاه پاسداران شد و مدتی هم در کنار امام جمعه مسجد سلیمان حاج آقا ربانی به عنوان محافظ ایشان حضور داشت و سپس عازم جبهه ها شد. در جبهه ها نیز حضور پررنگی داشت و در گردان حضرت سلمان مسجدسلیمان به عنوان فرمانده گروهان و سپس قائم مقام گردان سلمان فعالیت می کرد.

مرتضی که بواسطه شجاعت، شهامت، صداقت و اخلاق نیکویش به الگوی جوانان فامیل تبدیل شده بود در منطقه اندیکا نیز به عنوان یک چهره محبوب و یک فرمانده مقتدر مورد احترام همه اهالی بود و در ایامی که در منطقه عملیاتی حضور نداشت با حضور در اندیکا به همراه دیگر همرزمانش که از فامیل نزدیک او و دیگر بچه های اندیکا بودند به ساماندهی پایگاهای بسیج می پرداخت.

این فرمانده دلاور پس از فداکاری ها و ایثارگری های ماندگار در تاریخ ۶۷/۰۱/۰۳ در تپه های ریشن عراق بر اثر اصابت ترکش خمپاره در ناحیه شکم به شهادت رسید و پیکر مطهرش در تاریخ ۶۷/۰۱/۰۶ در شهرستان اندیکا گلزار شهدای روستای قاسم آباد به خاک سپرده شد.

فرازی از وصیت نامه شهید:

با سلام بر پیامبر بزرگ اسلام و با سلام بر مولاى متقیان على (ع) و با سلام به پیشگاه حضرت مهدى (ع) و با سلام بر امام خمینى و با سلام بر ارواح پاک شهداى اسلام از کربلاى حسینى تا کربلاى خمینى و با سلام بر خانواده محترم شهداء، اسراء، مفقودین و معلولین و رزمندگان و با سلام بر رزمندگان جبهه‌هاى حق علیه باطل و با سلام بر اسراء و جانبازان انقلاب و جنگ تحمیلى.

همسر خوبم؛ دربرابر مشکلات و غم ها فقط به خداوند پناه ببر و صبر و استقامت داشته باش که خدا دوست‌دار
صابرین می باشد و جهت رضاى خداوند بزرگ و خشنودى فاطمه زهراء(ع) و کورى چشم دشمنان اسلام صبر پیشه کن و اشک چشمانت را براى امام حسین (ع) بریز که مادرش فاطمه زهراء در روز قیامت به فریادت برسد.

براى مصیبت امام حسین (ع) گریه کن که تمام موجودات و ملائکه براى او گریه کردند پس هیچوقت خدا را فراموش نکن، خداوند پیروان امام حسین (ع) را به شرط دوست داشتن امام حسین (ع) و فرزندانش فراموش نمی کند و هم در قیامت و در این دنیا به فریادشان می رسد چون فاطمه زهراء را دارند چون على(ع) را دارند به شرط اینکه حب آنها در دل ما باشد و گوش به دستورات آنها باشیم.

خلاصه همسرم اگر بنده در راه خداوند کشته شدم احساس تنهایى نکنى و خود را فراموش نکنى که خدا را فراموش می کنى و فراموش کردن خداوند یعنى سرازیر شدن به جهنم و سرگردانى در این دنیا پس بعد از شهادتم انشاءالله عبادت خداوند را بیشتر و خالص‌تر کن، نکند بگوئى خوب حالا چند روزى عزادارم، خیر تو باید این مسائل خرافاتى را کنار بگذارى و ایمانت و عقیده‌ات باید بیشتر و محکم‌تر شود، هیچوقت رابطه با خداوند مهربان قطع نشود و ارتباط خود را قلبا با ائمه اطهار برقرار کن و در هر حال خداوند را در نظر داشته باش.
همسرم این را بدان اگر در راه امام ما را ذره‌ذره کنند و بارها ما را بکشند و دوباره زنده کنند و دوباره بکشند و ما را در آتش بیندازند و بدنمان را میخ‌کوب بکنند و هر روز ما را شکنجه بدهند و اگر شب و روز براى حفظ این انقلاب زحمت بکشیم و اگر چشم ما را از بدنمان جدا کنند و اگر دست بدهیم و پا بدهیم باز هیچ براى انقلاب و امام نکردیم.

به دوستان، فامیل و همرزمانم وصیت و توصیه می کنم که در روز قیامت نه چیزى، نه دفترى، نه پستى، نه مقامى و نه ریاستى و ثروتى به فریاد کسى نمى‌رسد آن چیزى که به فریاد انسان می رسد اعمال صالح، نیک خود انسان است و به کارهایتان رنگ الهى بپاشید و هدف فقط رضاى خدا باشد و خداوند را در هر حال فراموش نکنید.

در پایان از همه همرزمان و همسنگریان و برادران محترم که در این مدت با آنها بودم اولا از تمام آنها اگر چنانچه نسبت به آنها بى‌احترامى و یا بدى از طرف بنده دیده‌اند معذرت و عذرمیخواهم و انشاءالله که بنده را حلال کنید. والسلام

ابزار هدایت به بالای صفحه