شهدا

دفاع‌مقدس

عکس‌ شهدا

 

کدخبر: 79171
تاریخ انتشار: 12 اسفند 1399 _18:20:51
نگاهی به زندگی شهید «فرهاد مؤمنی»

شهید «فرهاد مؤمنی» فرزند حسین، در تاریخ ۱۳۴۲/۵/۱ هجری‌شمسی در خانواده‌ای مذهبی و مستضعف در روستای هامانه از توابع بخش خرانق اردکان دیده به جهان گشود. سرانجام در تاریخ ۱۳۶۱/۷/۲۶در منطقه عملیّاتی سردشت در درگیری با ضدّ انقلاب بر اثر اصابت تیر مستقیم به سرش به شدّت مجروح شد. پیکر پاکش پس از انتقال به یزد، با شکوه تمام تشییع و در گلزار شهدای یزد (خلدبرین) به خاک سپرده شد.

تا شهدا؛ شهید «فرهاد مؤمنی» فرزند حسین، در تاریخ ۱۳۴۲/۵/۱ هجری‌شمسی در خانواده‌ای مذهبی و مستضعف در روستای هامانه از توابع بخش خرانق اردکان دیده به جهان گشود.

پدر و مادر متدیّن و ولایی او را برای فداکاری در اسلام پرورش داده و تربیت کردند؛ گویا از همان اوّل احساس کرده بودند که این کودک حسینی خواهد بود. پدرش به علّت عدم وجود کار در روستا به شهر یزد مهاجرت کرد و در کارخانه نسّاجی سعات یزد به کار مشغول شد.

 

نگاهی به زندگی شهید «فرهاد مؤمنی»

 

۶ ساله بود که به مدرسه رفت. دوره ابتدایی را در یکی از دبستان‌های یزد با موفّقیّت طی کرد. سپس در مدرسه راهنمایی آزادی یزد تا کلاس سوّم تحصیل کرد. پس از آن تحصیل را رها و به کار آزاد نقّاشی ساختمان مشغول شد؛ تا هم به مردم خدمت کرده باشد و هم کمک خرج خانواده باشد.

فرهاد جوانی بود خوش اخلاق و مردمی. به کار‌های هنری علاقه‌مند بود. مطیع والدین بود و برای آن‌ها ارزش خاصّی قائل بود. در زمان انقلاب ۱۵ ساله بود که همراه والدین و همگام با مردم در مراسم انقلاب و ضدّ رژیم سلطنت شرکت می‌کرد و درس آزادگی و جوانمردی می‌آموخت.

خدمت مقدّس سربازی را در ارتش جمهوری اسلامی ایران شروع کرد. تربیت صحیح و لقمه حلال و شیر پاک او را بر آن داشت که با یک تیر دو نشان را هدف‌گیری کند و از عمر خویش استفاده‌ای بهینه برد. جبهه و جهاد در راه اسلام و میهن اسلامی را انتخاب کرد و در منطقه عملیّاتی سردشت به خدمت مشغول شد و سنگرنشینی عشق و ایثار را برگزید و به مبارزه با ضدّ انقلاب و گروهک‌های فریب خورده و نوکر بیگانه و نیز دشمن متجاوز پرداخت.

مدّت ۱۳ ماه از عمر پر ارزش و گران‌بهای خویش آن هم در جوانی صرف دفاع از اسلام و میهن اسلامی ایران کرد. بسیار شجاع و جسور بود و بیشتر اوقات سنگر کمین را که پر خطرترین قسمت جبهه بود، انتخاب می‌کرد و باعث ایجاد روحیه در دیگران نیز می‌شد.

سرانجام در تاریخ ۱۳۶۱/۷/۲۶در منطقه عملیّاتی سردشت در درگیری با ضدّ انقلاب بر اثر اصابت تیر مستقیم به سرش به شدّت مجروح شد. وی را برای معالجه و مداوا به پشت جبهه منتقل کردند و در یکی از بیمارستان‌های تبریز بستری کردند؛ ولی شدّت جراحت به حدّی بود که زحمت اطبّا مثمر ثمر واقع نشد و با پرواز روح بلندش به ملکوت به رضوان پر کشید و به شهادت رسید.

پیکر پاکش پس از انتقال به یزد، با شکوه تمام تشییع و در گلزار شهدای یزد (خلدبرین) به خاک سپرده شد. در روستای هامانه، زادگاهش، نیز صورت قبری بسته شد تا تسکینی باشد برای دوستان و اقربای او در هامانه و چراغ هدایتی برای ره پویان عشق و شهادت.

ابزار هدایت به بالای صفحه