شهدا

دفاع‌مقدس

عکس‌ شهدا

 

کدخبر: 79020
تاریخ انتشار: 8 اسفند 1399 _19:59:26
آئین رونمایی از کتاب «همت پنج به گوشم» برگزار می‌شود

آئین رونمایی و تقدیر از نویسنده و راویان کتاب «همت پنج به گوشم» نوشته سمیرا خطیب‌زاده که روایتی از زندگی شهید اصغر فلاح‌پیشه از شهدای مدافع حرم است، روز شنبه ۹ اسفند برگزار می‌شود.

تا شهدا؛ آئین رونمایی و تقدیر از نویسنده و راویان کتاب «همت پنج به گوشم» نوشته سمیرا خطیب‌زاده و کاری از انتشارات ۲۷بعثت است فردا شنبه ۹ اسفند ساعت ۱۶ برگزار می شود.

این کتاب روایتی از زندگی شهید اصغر فلاح‌پیشه از شهدای مدافع حرم است و این مراسم در کتابفروشی به‌نشر واقع در خیابان انقلاب، روبروی در اصلی دانشگاه تهران برگزار می‌شود.

 

آئین رونمایی از کتاب «همت پنج به گوشم» برگزار می‌شود

 

این مراسم با حضور خانواده شهید و جمعی از اهالی فرهنگ و رسانه با رعایت کامل شرائط بهداشتی برگزار خواهد شد.

شهید «اصغر فلاح‌پیشه» متولد سال ۱۳۴۵ و بازنشسته سپاه پاسداران بود که سال دی‌۹۴ به سوریه اعزام شد و ۲۲ بهمن همان‌سال به شهادت رسید. شهید فلاح‌پیشه حین درگیری با نیروهای داعش به‌دلیل جراحت به اسارت دشمن درآمد و به‌شهادت رسید. نیروهای داعش پس از شهادت عکس سر جداشده وی را برای همسرش فرستادند اما پیکر وی را تحویل ندادند و او جزو شهدای مفقودالاثر مدافع حرم است که مزار یادبودی در بهشت‌زهرای تهران دارد.

در قسمتی از کتاب «همت پنج به گوشم»‌ آمده است:

واحد مخابرات لشکر محمد رسول‌الله، به «پنج ‌تن آل بهشتی» معروف شده بود! بهشتی، دینی، فلاح‌پیشه، کریملو و ترابی، پنج‌ تن آل عبا بودند. واحد مخابرات و اطلاعات همه جا همراه فرمانده بودند، در جلسات مختلف، قرارگاه‌های لشکر و قرارگاه‌های کل.

آن روز، قرار بود دستواره و دین‌شعاری، جاده فاو _ ام‌القصر را با مواد منفجره منهدم کنند. می‌خواستند راه تانک‌های عراقی را سد کنند. قرار شد یک وانت در تاریکی شب به فاو برود و مواد منفجره را بیاورد. به راننده وانت گفتند، اما زیر بار نرفت. در جواب اصرارهای بچه‌ها گفت: «امکان نداره! کافیه یه گلوله بخوره توی ماشین، اون‌وقت دیگه فاتحه! ... جنازه پودر شده منو باید از توی جاده جمع کنید! اونم جاده فاو _ ام‌القصر که دقیقاً توی تیررس عراقیاس!»

کار خطرناکی بود. هیچ‌کس جرئت قبول کردن نداشت. مانده بودند چه کنند که اصغر فلاح‌پیشه داوطلب شد. سوئیچ را از راننده گرفت و راه افتاد. یک وانت مواد منفجره و مین را در زیر آتش سنگین دشمن بار ‌کرد. بچه‌ها دعادعا می‌کردند بلایی سرش نیاید. می‌دانستند کوچک‌ترین تیر یا ترکش اگر به مواد منفجره بخورد، ماشین دود می‌شود. اصغر اما کارش را با موفقیت انجام داد. نشان داد که جگر شیر دارد. ماشین پر از مواد منفجره را صحیح و سالم به مقصد رساند. آن هم درست در تیررس عراقی‌ها.

ابزار هدایت به بالای صفحه