شهدا

دفاع‌مقدس

عکس‌ شهدا

[7 / 12 / 1399] شهید مدافع حرم حسین جوینده؛
[8 / 12 / 1399] سردار شهید مجید بقایی؛
[8 / 12 / 1399] سردار شهید حسین خرازی؛
[7 / 12 / 1399] معرفی کتاب؛
[7 / 12 / 1399] وصیت‌نامه شهید «امیر جعفری‌پور»؛
[7 / 12 / 1399] شهید جاسم امامی؛
[7 / 12 / 1399] معاون اجرایی ارتش در آیین گرامیداشت شهدای مهندس ...
[7 / 12 / 1399] وصیت‌نامه شهید موسی جدیدی؛
[7 / 12 / 1399] در شب ولادت امام علی (ع) صورت گرفت؛
[7 / 12 / 1399] شهید حسن مراد آبروزن؛

 

کدخبر: 78874
تاریخ انتشار: 4 اسفند 1399 _10:50:58
پدر و مادرم دشمن از استقامت شما به زانو در می آید

وصیت نامه شهید «عبدالرزاق معرفاوی» در قسمتی از وصیتنامه خود آورده است: پدر و مادر عزیزم همچون کوه در مقابل سختی ها استوار باشید که دشمن از استقامت شما به زانو در می آید.

تا شهدا؛ شهید «عبدالرزاق معرفاوی» در سال 1346 در بوشهر دیده به جهان گشود و در 1366/12/30 در قصر شیرین یه شهادت رسید.

وصیت نامه شهید

بسم رب الشهداء والصدیقین

سپاس خدا را که نعمت سلامتی عطاء نمود، سپاس خدا را که مرا در خانواده ای مذهبی بدنیا آورد، سپاس خدا را که در سن جوانی با شور و هیجان انقلابی مردم مستضعف و مسلمان ایران مواجعه و از انحراف مصون ماندم.

 

پدر و مادرم دشمن از استقامت شما به زانو در می آید

 

سپاس خداوند را که بینشی به من عطاء کرد تا اسلام را برگزینم و احکام آن را عمل نمایم.

 بار خدایا از تو می خواهم که گناهانم را ببخشی و مرا از لغزشهای دنیوی موصون بداری و از تو می خواهم که از عمرم بکاهی و به عمر رهبر و امام عزیزمان بیفزائی؛ چون او به حق نائب امام زمان (عج) و حامی قرآن، موسی ابن عمران و عیسی دوران، بت شکن زمان می باشد و او را برای ملل مستضعف در جهان تا انقلاب مهدی(عج) حفظ فرما.

 بارالها جوان بودم گناه کردم نعمت دادی ناسپاسی کردم، سلامتی دادی شکر نکردم، اسلام و قرآن را فرستادی باز هم اطاعت نکردم.

 رهبری دوراندیش و با تقوا فرستادی باز خواب بودم و غفلت نمودم، مردان پاک و با تقوا الگو قرار دادی درس عبرت نگرفتم، گناهانم بسیار زیاد است نمی دانم چه بگویم تو بخشنده ای.

 بارالها به حق شب زنده داران تاریخ و به حق صالحان زمان و به حق کشته شدگان راه حق مرا از لغزش ها و سرکشی ها در برابر دستوراتت محفوظ بدارد و به راه راست هدایت فرما، مرا جزء سربازان اسلام قرار بده و شهادت را نصیبم گردان.

سخنی با شما پدر و مادر عزیزم که از جانم عزیزترند، نمی دانم چه بگویم، زبانم قادر به گفتن نیست و قلم از نوشتن عاجز است، من در طول زندگی فرزند خوبی برای شما نبودم و آرزوهای شما را نتوانستم برآورده کنم و در طول زندگی آنقدر شما را آزردم که نمی توانم پوزش بطلبم و فقط از خدای بزرگ برداشت نیکو و پاداش خواهانم، شما امانت داران خوبی بودید و امانت خدای را خوب نگهداری و تربیت نمودید، امروز روزی است که باید امانت را به صاحب امانت برگردانید.

و درود بر تو پدری که ابراهیم گونه فرزندانت را به قربانگاه عشق می فرستی و درود بر تو مادری که فاطمه گونه فرزندانت را تربیت نموده و روانه کربلا می کنی، پدر و مادر عزیزم همچون کوه در مقابل سختی ها استوار باشید که دشمن از استقامت شما به زانو در می آید.

از پوشیدن لباس عزا خودداری کنید؛ چون دشمن می خواهد شما را در عزا ببیند از گریه کردن خودداری کنید ولی اگر خواستید برای تمام شهداء اسلام بخصوص شهداء کربلا گریه کنید.

 مبادا برای فرزند خود اشکی بریزید، باید خوشحال باشید که امانت خود را تحویل داده اید، برای تحویل دادن امانتهای دیگری آماده شوید.

سخنی با برادران عزیزم، از شما می خواهم که  برای من ناراحت نباشید؛ چون راه من راهی است که خداوند در قرآن می فرمایند قبول کردم شما سعی کنید که گوش به حرف های منافقین ندهید و همیشه گوش به فرمان امام عزیزمان باشید.

گفته های امام را انجام دهید، مبادا اگر من شهادت نصیبم گردید ناراحت نشوید، خواهرانم را دلداری دهید و نگذارید آنها هم ناراحت شوند و به آنها بگوئید که اینک برادر شما در راه قرآن و خداوند شهادت را پذیرا شد.

 سخنی با مردم شهید پرور ایران، امام عزیزمان را تنها نگذارید، در خاتمه وصیت شما را به خدای بزرگ می سپارم.

والسلام

ابزار هدایت به بالای صفحه