شهدا

دفاع‌مقدس

عکس‌ شهدا

[11 / 12 / 1399] پاسدار شهید محمود بهشتی؛
[11 / 12 / 1399] شهید «سعید دباغی»؛
[11 / 12 / 1399] فرمانده نیروی پدافند هوایی ارتش؛
[11 / 12 / 1399] در پایگاه سوم شکاری شهید نوژه همدان؛
[11 / 12 / 1399] معرفی کتاب صوتی؛
[11 / 12 / 1399] شهید تفحص علیرضا گلمحمدی؛
[11 / 12 / 1399] به همت اداره کل حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مق ...

 

کدخبر: 77986
تاریخ انتشار: 6 بهمن 1399 _11:54:25
چقدر خوب است که انسان در راه خداوند، بجنگد و عاشقانه به شهادت برسد

در بخشی از وصیت‌نامه شهید «حبیب رحیمی» آمده است: چقدر خوب است که انسان در راه خداوند متعال و در راه اسلام عزیز در میدان نبرد دندان‌هایش را به هم بفشارد و نیز جمجمه‌اش را به خداوند متعال عاریه بدهد و بجنگد و عاشقانه به شهادت برسد.

تا شهدا؛ شهید «حبیب رحیمی» در 5فروردین‌ماه 1345 در شهرستان بستان‌آباد آذربایجان‌شرقی چشم به جهان گشود. وی پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی و آغاز جنگ تحمیلی به جبهه‌های حق علیه باطل اعزام شد و پس از حضور در عملیات‌های متعدد، سرانجام در تاریخ 31 خردادماه 1366 در شلمچه به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

 

چقدر خوب است که انسان در راه خداوند، بجنگد و عاشقانه به شهادت برسد


فرازی از وصیت‌نامه شهید:
با سلام به پیشگاه مقدس آقا امام زمان(عج) و نایب بر حقش امام امت، خمینی کبیر و با سلام به ملت قهرمان و شهید پرور ایران.
«الذین آمنوا و هاجروا و جاهدوا فی سبیل‌الله باموالهم و انفسهم اعظم درجه عندالله» - قرآن کریم
السلام علیک یا اباعبدالله، ای سالار تمام شهیدان، ای رهبر تمام مظلومان، ای بزرگ‌ترین معلم درس شهادت، ای اسوه صبر و مقاومت و تقوا و پرهیزگاری و جوانمردی، تو را به آن پهلوی شکسته مادرت حضرت فاطمه زهرا(س) قَسَمت می‌دهیم که در آن دنیا ما را از شفاعت محروم نگردانی.
آقاجان ما که فرزندت خمینی عزیز را که امروز صدای «هل من ناصر ینصرنی» سر می‌دهد، تنها نگذاشته‌ایم و به سخنانش لبیک گفته و هم اکنون عازم جبهه‌های نبرد حق علیه باطل هستیم تا با همسنگران عزیز رزمنده‌ام راه قبر شش گوشه تو را از لوث وجود اهریمنان پاک کرده تا مشتاقان کربلا و خانواده‌های شهداء، معلولین و مفقودین با رهبری فرزندت خمینی عزیزم حرم شش گوشه تو را زیارت کنند و به آرزوی دیرینه‌شان برسند و قلبشان با زیارت حرمت آرام گیرد.
معبودم حالا من بنده روسیاه و گنهکار به در خانه‌ات آمده‌ام و از تو کمک می‌خواهم تا گناهانم را بیامرزی. الهی، معبودا، ای امیدم که تنها به تو امید بسته‌ام من چگونه می‌توانم زنده باشم و در این دنیای فانی و سراسر تهمت و دروغ و گناه زندگانی کنم در حالی که برادرم و تمام دوستانم همگی شهید شدند و به سوی تو پر کشیدند و به سوی تو هجرت نمودند.
چقدر خوب است که انسان در راه خداوند متعال و در راه اسلام عزیز و به گفته امام خود و رهبر عزیزش لبیک گفته و به جبهه‌های حق علیه باطل بشتابد و چه لذت‌بخش است که در میدان نبرد دندان‌هایش را به هم بفشارد و نیز جمجمه‌اش را به خداوند متعال عاریه بدهد و بجنگد و عاشقانه به شهادت برسد.
برادران گرامی چه لذتی بالاتر از این لذت که انسان به آرزوی خود برسد و شهید بشود و به سوی معبودش پر بکشد تا خدای خویش را ملاقات بکند. معبودا، من بنده روسیاه، ترسم از این است که نکند بر اثر سنگینی گناهانم نتوانم سبک شده و به سوی تو پرواز کنم و از جمله کسانی باشم که از یاد و آیات و حتی دستورات تو کوتاهی کرده‌اند.

ابزار هدایت به بالای صفحه