شهدا

دفاع‌مقدس

عکس‌ شهدا

[11 / 12 / 1399] پاسدار شهید محمود بهشتی؛
[11 / 12 / 1399] شهید «سعید دباغی»؛
[11 / 12 / 1399] فرمانده نیروی پدافند هوایی ارتش؛
[11 / 12 / 1399] در پایگاه سوم شکاری شهید نوژه همدان؛
[11 / 12 / 1399] معرفی کتاب صوتی؛
[11 / 12 / 1399] شهید تفحص علیرضا گلمحمدی؛
[11 / 12 / 1399] به همت اداره کل حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مق ...

 

کدخبر: 77937
تاریخ انتشار: 4 بهمن 1399 _19:26:25
نگاهی به زندگی شهید «جواد میرجانی سروی»

شهید «جواد میرجانی سروی» فرزند علیرضا، در تاریخ ۱۳۴۸/۱/۱ هجری‌شمسی مصادف با اولّین روز عید نوروز در خانواده‌ای مذهبی در روستای سرو سفلی از توابع بخش عقدای اردکان متولّد شد. سرانجام در تاریخ ۱۳۶۲/۱۲/۲۶ در منطقه عملیّاتی طلائیّه و در عملیّات خیبر بر اثر اصابت ترکش به ناحیه سر و دست و پشتش به شدّت مجروح شد و به شهادت رسید.

تا شهدا؛ شهید «جواد میرجانی سروی» فرزند علیرضا، در تاریخ ۱۳۴۸/۱/۱ هجری‌شمسی مصادف با اولّین روز عید نوروز در خانواده‌ای مذهبی در روستای سرو سفلی از توابع بخش عقدای اردکان متولّد شد.
تولّد او عید نوروز را بر خانواده میرجانی شاداب‌تر و مفرّح‌تر ساخت. خانواده متدیّن و ولایی نام او را هم نام نهمین امام شیعیان، جواد (ع) انتخاب کردند و در تربیتش کوشیدند.
جواد با تربیت اسلامی در سایه پدری مهربان و در دامان مادری متعهد رشد کرد و پرورش یافت. ۶ ساله بود که به مدرسه رفت و دوره ابتدایی را در روستای سرو سفلی (زادگاهش) به تحصیل پرداخت و با موفّقیّت طی کرد. چون در روستایش مدرسه راهنمایی نبود، دوره راهنمایی را در روستای هفتادر شروع کرد؛ امّا به علّت سختی و مشکلات، سال اوّل را به پایان نرساند و ترک تحصیل کرد و کار آزاد بنّایی را پیشه کرد.

 

نگاهی به زندگی شهید «جواد میرجانی سروی»


۹ ساله بود که انقلاب اسلامی ایران به پیروزی رسید. چون در روستای کم جمعیّت بود و با شهر زیاد فاصله داشت، نتوانست آنچنان در انقلاب ایفای نقش کند؛ لذا خود را مدیون انقلاب می‌دانست و پیوسته مترصّد این بود که فرصتی پیدا شود تا بتواند جبران مافات کند و به انقلاب خدمت کند.
بنابراین زمانی که ۱۴ سال بیشتر نداشت با وجود صغر سنّ و تصمیم گرفت که ندای امام خمینی (ره) را لبیّک گوید. با هر زحمتی بود نظر مسئولین و والدین را جلب کرد و برای اعزام به جبهه ثبت نام کرد. آموزش نظامی دید و محیط امن و آرام روستا و آغوش گرم خانواده را رها کرد و سنگرنشینی و مبارزه با خصم زبون را انتخاب کرد.
دو دفعه به جبهه اعزام شد و مدّت ۴ ماه و ۴ روز از عمر با برکت خود، آن هم در عنفوان نوجوانی که هم‌سنّ و سالان او به بازی‌های نوجوانی مشغول بودند، در جبهه گذراند و با متجاوزین بعثی به مبارزه پرداخت. سرانجام در تاریخ ۱۳۶۲/۱۲/۲۶ در منطقه عملیّاتی طلائیّه و در عملیّات خیبر بر اثر اصابت ترکش به ناحیه سر و دست و پشتش به شدّت مجروح شد و بر اثر شدّت جراحات به خیل شهدا پیوست و با پرواز روح بلندش به ملکوت در بهشت همنشین شهدای کربلا شد.
پیکر پاکش پس از تشییع با شکوه توسط مردم قدرشناس اردکان و منطقه عقدا در گلزار شهدای سرو سفلی به خاک سپرده شد.
در فرازی از وصیت‌نامه شهید آمده است:
بسم الله الرحمن الرحیم

الدّنیا ساعهٌ فَجَعَلَها طاعهٌ» دنیا یک لحظه است پس آن را به عبادت بگذرانید. شهید از پدر و مادر و برادران حلالیت طلبیده و از پدر و مادر درخواست کرده که بر شهادت او صبر کنند.

ابزار هدایت به بالای صفحه