شهدا

دفاع‌مقدس

عکس‌ شهدا

[27 / 10 / 1399] شهید سیدهادی مشتاقیان؛
[27 / 10 / 1399] شهید محمدعلی فتاحی اردکانی؛
[27 / 10 / 1399] سردار شهید احمد کاظمی؛
[26 / 10 / 1399] نگاهی به کتاب «تسخیر ...»؛
[26 / 10 / 1399] یکی از رزمندگان لشکر ۸ نجف اشرف روایت کرد؛
[26 / 10 / 1399] مسئول نمایندگی ولی‌فقیه در سپاه عاشورا؛
[26 / 10 / 1399] به یاد شهید داود مایلی،برادر سردار شهید حاج احم ...
[26 / 10 / 1399] امام جمعه الیگودرز؛
[27 / 10 / 1399] معرفی کتاب؛
[27 / 10 / 1399] در مراسم تشییع شهید گمنام در «مرآپش نزاجا» مطرح ...
[27 / 10 / 1399] مدیرکل حفظ آثار دفاع مقدس قم در گفت‌وگو با دفاع ...

 

کدخبر: 76964
تاریخ انتشار: 11 آذر 1399 _15:34:17
روایتی از مهمانی یک روزه شهید «فخری‌زاده» در یادمان «شهدای هویزه»

یکی از راویان یادمان هویزه خاطره حضور شهید «محسن فخری‌زاده» در یادمان «شهدای هویزه» را روایت کرد.

تا شهدا؛ یکی از خادمین زیارتگاه شهدای هویزه به خاطره حضور دانشمند شهید هسته‌ای محسن فخری زاده اشاره کرد و اظهار داشت: یکی از روز‌های اواخر اردیبهشت سال ۹۵ بود. به مسوولین زیارتگاه هویزه خبر دادند مهمان ویژه‌ای در راه است. راهیان نور تمام شده و مزار، خلوت بود. طولی نکشید که چهار خودروی سواری مشکی رنگ و مشابه هم، به ردیف در پارکینگ زیارتگاه متوقف شدند و چند محافظ لباس شخصی با مسلسل‌های دستی یوزی، اطراف را چک کردند.

 

روایتی از مهمانی یک روزه شهید «فخری‌زاده» در یادمان «شهدای هویزه»

 

برایمان عجیب بود. اسم و رسم مهمانان را که پرسیدیم، گفتند چند نفر از دانشمندان هسته‌ای به زیارت آمده‌اند. می‌دانستیم بیشتر نباید پرسید، اما در دلمان تحسین‌شان کردیم که بعد از داغ «علی‌محمدی» و «شهریاری» و «احمدی روشن» این طور از دُرهای در صدف‌مان حفاظت می‎‌کنند.

مهمانان با خوشرویی وارد شدند. حفاظت سفارش کرده بود از دوربین و عکس و فیلم خبری نباشد و نبود. با طمأنینه، قبور را زیارت کردند و در مسجد زیارتگاه نماز خواندند. آن روز، توفیق روایت شهدا به من رسید. چهره‌ای متین، آرام و سر به زیر بین قبور مطهر شهدا ایستاد و شنید.

آفتاب اواخر اردیبهشت خوزستان، دانه‌های عرق را بر صورت و پیشانی سرخ و سفیدش نشانده بود. خجالت کشیدم روایت را طولانی کنم، اما ایشان مشتاق بیشتر شنیدن بود. حرف‌ها تمام شد و آماده رفتن شدند.

قرار بود ناهار را مهمان یکی از روستا‌های نزدیک زیارتگاه باشند. خیلی اصرار کردند همراهشان بروم، تشکر کردم و نرفتم!

آن روز نفهمیدیم چه کسی به مهمانی شهدا آمده بود تا دیروز که یکی از خادمان زیارتگاه از روی کنجکاوی و بعد هم تماس و پیگیری با برخی از همراهان مطلع آن سفر، خبر داد که آن روز به یاد ماندنی اردیبهشتی را در محضر «دانشمند شهید دکتر محسن فخری‌زاده» بوده‌ایم و داغمان دوچندان شد.

دیشب که عکس تابوت پرچم‌پوش و مسافرِ بهشتِ شهید را بر دوش تابوت شهیدان گمنام معراج تهران دیدم با خودم گفتم این است عاقبت انسان‌های نابی که سفید زندگی کردند و سرخ رفتند؛ پس، از گمنامی نباید ترسید که اولین گام برای رسیدن است؛ برای شبیه شدن به شهدا...

کاش امثال شهید فخری‌زاده برایمان دعا کنند که از عاقبت‌شان جا نمانیم.

ابزار هدایت به بالای صفحه