شهدا

دفاع‌مقدس

عکس‌ شهدا

[5 / 11 / 1399] سردار شهید علی‌اصغر بَرغَمَدی؛
[5 / 11 / 1399] شهید مدافع حرم علی سعد؛
[4 / 11 / 1399] سردار شهید مجید افقهی؛
[4 / 11 / 1399] شهید «غلامحسین رحمانی»؛
[4 / 11 / 1399] برادر شهیدان «ابراهیمی معروفی»؛
[4 / 11 / 1399] نگاهی بر زندگی‌نامه شهید «اسلام راستگو»؛
[4 / 11 / 1399] شهید «محمدرضا خدادادی»؛
[4 / 11 / 1399] معرفی کتاب؛
[4 / 11 / 1399] مدیر ادبیات و تاریخ دفاع مقدس کهگیلویه و بویراح ...
[4 / 11 / 1399] مدیرکل بنیاد شهید و امورایثارگران استان یزد؛
[4 / 11 / 1399] شهید «رحمان بیگی درونکلائی»؛
[4 / 11 / 1399] به روایت محمدعلی پردل؛
[4 / 11 / 1399] شهید «علی وردی بذلی»؛

 

کدخبر: 76829
تاریخ انتشار: 8 آذر 1399 _13:18:50
پاي منافقان را از كشور کوتاه کنید

شهید «رجبعی باباخانی» در بخشی از وصیت‌نامه خود خطاب به ملت ایران نوشته است: وصيت بنده به امت مسلمان ايران اين است كه امام را تنها نگذارند اگر در جبهه نياز باشد جبهه‌ها را پركنند و پاي منافقان را از كشور اسلامي ايران كوتاه كنند

تا شهدا؛ شهید «رجبعلی باباخانی» در تبریز به دنیا آمد. وی پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی و با آغاز جنگ تحمیلی راهی جبهه‌های حق علیه باطل شد و پس از مدتی مبارزه با دشمن بعثی به شهادت رسید.

وصیت‌نامه شهید:

«وقاتلو في سبيل‌الله و اعملواان‌الله سميع عليم»

«در راه خدا جهاد كنيد و بدانيد كه خدا به گفتار و كردار خلق شنوا و داناست»

با درود و سلام به رهبر كبير انقلاب اسلامي ايران و با درود و سلام به آقا امام زمان(عج) و با درود و سلام به امت مسلمان ايران و با سلام بر شهيدان كربلا و بر شهيدان ايران و با سلام به پدر و مادر و خواهر و برادران خودم مادر و پدر جان.

اميدوارم فرزند خود را كه خدا به شما امانت داده بود و شما هم آن را در را خدا به جبهه اعزام كرديد كه اگر نصيب شد خدا امانت را قبول كرده ناراحت نشويد بلكه خوشحال شويد. مادر و پدر جان، اگر مي‌خواهيد به من گريه كنيد به حسين قهرمان شهيد كربلا گريه كنيد تا خدا به خاطر گريه‌هاي شما مرا ببخشد.

مادر به تمام دوستان و آشنايان و همسايه‌ها از طرف بنده بگو گريه نكنند اگر مي‌خواهند به ياد شهداي كربلا گريه كنند و بگو ما هر چه داريم از شهيدان كربلا داريم و خواهش من اين است امام را تنها نگذارند آن رهبر انقلاب پير شجاع را دعا كنند.

وصيت من به خواهرم این است، خواهش من از خواهرم اين است كه مادر به آن بگو مثل خانم زينب باشد گريه نكند. خواهرجان برادر شرمنده‌ خودت را حلال كن چون من برادر لايق تو نبودم مثل برادران ديگر به تو خدمت نكردم.

چون گرفتار بودم از برادرم صابر خواهشمندم آن‌هم مرا حلال كند، از من بهتر از خواهر بزرگ و كوچک نگهداري كند. ديگر تو برادر بزرگ آن‌ها شدي نگذار ناراحت شوند. به مادر و پدرم خوب كمک كن تا آن‌ها از نداشتن فرزند بزرگ خودش ناراحت نشوند.

مادر و پدر جان اين، را بگويم منافقان هر روز و شب نقشه مي‌كشند تا امام امت و خانواده شهدا را ناراحت كنند. هيچ كسي نمي‌تواند اين كار را انجام دهد، اگر كسي آمد و گفت فرزندتان را به خاطر پول به جبهه فرستاديد مثل كوه در مقابل آن منافقان بايستيد.

مادر و پدر جان من به كسي بدهكار نيستم. مادر، كساني كه به من بدهكارند آقاي عباس خزائي در بهداري سپاه مي‌باشد مبلغ 1000 ريال مي‌باشد آن پول را بگيريد و به خواهربزرگم تحويل دهيد تا مرا حلال كند و مادر در بانک كه پول دارم دفترچه آن در خانه است از آن پول مبلغ 500 ريال به جبهه كمک كنيد و مبلغ 500 ريال پول به فقيران ببخشيد. وسايلي كه به ساختمان خريده‌ايم در دفترچه آبي‌رنگ نوشته‌ام و به هر كسي كه پول داده‌ام مثلا سيم‌كشي در آن دفترچه نوشته‌ام .

وصيت بنده به امت مسلمان ايران اين است كه امام را تنها نگذارند اگر در جبهه نياز باشد جبهه‌ها را پركنند و پاي منافقان را از كشور اسلامي ايران كوتاه كنند والسلام.واز امت مسلمان خواهشمندم مرا ببخشند.

بنده حقير رجبعلي باباخاني - 10/6/65

ابزار هدایت به بالای صفحه