شهدا

دفاع‌مقدس

عکس‌ شهدا

[30 / 10 / 1399] سردار شهید حسن علیپور؛
[30 / 10 / 1399] طلبه شهید محمد مهدی جلیلی؛
[30 / 10 / 1399] امیر شهید «محمدجعفر نصراصفهانی»؛
[30 / 10 / 1399] در حاشیه همایش بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دف ...
[30 / 10 / 1399] در همایش سراسری مدیران بنیاد حفظ آثار و نشر ارز ...
[30 / 10 / 1399] در همایش سراسری مدیران بنیاد حفظ آثار و نشر ارز ...
[1 / 11 / 1399] مسئول امور روحانیت اداره‌کل حفظ آثار دفاع مقدس ...
[1 / 11 / 1399] فرازی از وصیت‌نامه شهید «غلامعلی هنانیان»؛

 

کدخبر: 76826
تاریخ انتشار: 8 آذر 1399 _13:15:22
واکنش دو هنرمند به ترور دانشمند ایرانی/ آه از غمی که تازه شود با غمی دگر+ عکس

دو هنرمندان به ترور دانشمند هسته‌ای کشور شهید «محسن فخری‌زاده» واکنش نشان دادند.

تا شهدا؛ «محسن فخری‌زاده» دانشمند هسته‌ای کشورمان، عصر جمعه در آبسرد دماوند به وسیله انفجار و شلیک، مورد سوءقصد قرار گرفت و به شهادت رسید.
بر همین اساس 2 هنرمند کشورمان از جمله «علی محمد مودب» شاعر و مدیر موسسه شهرستان ادب و «سمیه روح‌اللهی» نقاش و هنرمند عرصه تجسمی با انتشار آثار خود، نسبت به این ترور ناجوانمردانه واکنش نشان دادند.

«سمیه روح‌اللهی» نقاش و هنرمند عرصه تجسمی با انتشار این پوستر و قراردادن تصویر شهید فخری‌زاده در کنار سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی و شهید ابومهدی المهندس به معنادار بودن ترور چهره‌های برجسته نظامی کشورمان اشاره کرد.

 

واکنش دو هنرمند به ترور دانشمند ایرانی/ آه از غمی که تازه شود با غمی دگر+ عکس

 
سواری بر زمین افتاد و اسبی در غبار آمد 
غروب از جاده دردا باز اسبی بی‌سوار آمد
 
بَرَد چون عشق دل، جز باختن راهی نمی‌ماند 
سواران را بگو جز تاختن راهی نمی‌ماند 
 
جراحت‌ها به تن‌ها جامه دیدار می‌دوزد
بکش ما را ز خون‌ ما چراغ لاله می‌سوزد 
 
بکش ما را که با خون زنده است این باغ بارآور 
خوشا در خون طپیدن، الأمان از مرگ در بستر 
 
خضابی خوشتر از خون نیست مردان خدایی را 
ببین در قتلگه سیمای عقل کربلایی را 
 
کفن خون باد مردان را و تقدیر معین باد 
چراغ عقل ابراهیم‌ها در شعله روشن باد 
 
خوشا عقلی که در صفین با کرّار همراه است 
خوشا عقلی که می‌ماند خوشا عقلی که جانکاه است 
 
ز جان تن می‌زند تا خون دهد بستان ایمان را 
که تا روشن نگه دارد چراغ عقل انسان را 
 
خدایا یال اسبان مدتی شد خون نمی‌بیند 
بیابانها خیابان‌های ما مجنون نمی‌بیند
 
خوشا با سر اشارات شهیدان بر سر نیزه 
کلام این است و فقه این است خون بر منبر نیزه 
 
ببین در کربلا در جوش، بحر خون خوبان را 
چه فخری برتر از خون، چهرةگلگون خوبان را 
 
چرا تن می‌زنی از عقل ای جان تشنه خون باش 
اگر لیلی شناسی رو به صحرا آر ! مجنون باش 
 
به شور این رودها تا ساحل موعود خواهد رفت 
نترس از سد و صخره عاقبت این رود خواهد رفت 
 
یکی بر ره نشسته صخره‌واری تا که ره بندد 
شهیدی غرقه در خون بر خیال صخره می‌خندد 
 
اگر کشتی ست عاشورا، در این خون غرقه باید زیست  
ببین چشم شهیدان را، به جز خون هیچ راهی نیست
 
حسین ای نوح! ای کشتی! مرا هم غرقه در خون کن 
به خون قربانیان را از غل و زنجیر بیرون کن 
 
بخوان تا عزم سر از گریه شبگیر بردارد 
پدر بر خاک افتاده پسر شمشیر بردارد 
 
هلا زین دم به جز خون، هیچ حرفی با منافق نیست 
گلوی زخم ما را دیگر آن گفتار سابق نیست 
 
دگر حرفی نمانده گفتگوی آخرین خون است 
بمان تا حرف آخر، خون جواب داغ این خون است

ابزار هدایت به بالای صفحه