شهدا

دفاع‌مقدس

عکس‌ شهدا

[30 / 10 / 1399] سردار شهید حسن علیپور؛
[30 / 10 / 1399] طلبه شهید محمد مهدی جلیلی؛
[30 / 10 / 1399] امیر شهید «محمدجعفر نصراصفهانی»؛
[30 / 10 / 1399] در حاشیه همایش بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دف ...
[30 / 10 / 1399] در همایش سراسری مدیران بنیاد حفظ آثار و نشر ارز ...
[30 / 10 / 1399] در همایش سراسری مدیران بنیاد حفظ آثار و نشر ارز ...
[1 / 11 / 1399] مسئول امور روحانیت اداره‌کل حفظ آثار دفاع مقدس ...
[1 / 11 / 1399] فرازی از وصیت‌نامه شهید «غلامعلی هنانیان»؛

 

کدخبر: 76807
تاریخ انتشار: 7 آذر 1399 _14:29:09
شهیدی که مخفیانه به مستضعفان کمک می‌کرد

دفتر زندگی یک قهرمان سلامت دیگر، ۲۱ تیر امسال بسته شد و نام نیکو و ویژگی‌های شخصیتی والا، استقامت و صبوری و البته دغدغه‌مندی برای محرومان، مهمترین یادبودهایی است که از دومین پزشک شهید‌و ششمین شهید سلامت استان اصفهان به‌یادگار مانده است.

تا شهدا؛ روزهای تلخ کرونایی، استان اصفهان را هر روز داغدار می‌کند و مدافعان سلامتی که برای سلامت ما از جانشان می‌گذرند، هر روز در معرض ابتلا به این ویروس منحوس هستند. مدافعانی که از مهمترین دارایی خود برای سلامت مردمان ایران‌زمین می‌گذرند و جان خود را برای ما کف دستشان گذاشته‌اند. بیست و یکم تیرماه امسال بود که یک بار دیگر رایحه شهادت در فضای اصفهان پیچید  سید محمد موسوی، متخصص اطفال و یکی از سرمایه‌های ارزشمند جامعه پزشکی، از یادگاران 8 سال دفاع مقدس، مقابل چشمان همکاران شریفش، به شهادت رسید. او که در دوران دفاع مقدس، جامه رزم بر تن کرد و بعدها در لباس خدمت برای هموطنانش، جان به جان آفرین تقدیم کرد.

روزها می‌گذرد و کرونا هر روز، قربانیان بیشتری می‌گیرد...  به راستی چقدر گذشت می‌خواهد که از جان خود بگذری تا مردم شهرت آرام باشند، وی در محروم‌ترین نقاط بدون هیچ چشم‌داشت و توقع مالی تا لحظه آخر کار کرد. مردی که با ایثارش اسطوره شد و در مراکز خیریه کار کرد و هیچ وقت در مطب خصوصی یا بیمارستان خصوصی کار نکرد.

دفتر زندگی یک قهرمان سلامت دیگر با سرافرازی بسته شد کسی که با استقامت و صبوری، نامش به عنوان دومین پزشک شهید و ششمین شهید سلامت استان اصفهان ثبت شد.

وی بر اثر ابتلا به کرونا در بیمارستان خورشید تسلیم ویروس منحوس و منفور کرونا شد. ایشان متولد شهر زواره اردستان بود که مسئولیت شبکه بهداشت درمان اردستان و ریاست بیمارستان کاشانی اصفهان را در سابقه کاری خودش دارد. بعد از اخذ تخصص در بخش کودکان بیمارستان امین مشغول به کار شد. وی دومین شهید مدافع سلامت است و پیش از ایشان دکتر سعید حقیقی در اردیبهشت ماه به دلیل ابتلا به کرونا به شهادت رسید.

 

شهیدی که مخفیانه به مستضعفان کمک می‌کرد؛ ماجرای عمل جراحی استاندار وقت اصفهان و چک ۷ میلیون تومانی

 

سید محمد موسوی نمونه کامل پزشک متعهد، متخصص و تلاشگر بود که برای مداوای بیماران از هیچ کوششی دریغ نمی‌کرد.

به همین بهانه پای صحبت یکی از پسران ایشان، سید ابوالفضل موسوی که خود نیز دانشجوی رشته پزشکی است، نشستیم، آنچه می‌خوانید ماحصل این گفت‌و‌گوست:

آقای موسوی اگر ممکن است مختصری از بیوگرافی مرحوم دکتر موسوی بفرمایید.

پدرم، سید محمد موسوی متولد 30 تیر 1340 در زواره اردستان بودند که سوابق اجرایی‌شان رئیس شبکه بهداشت اردستان، رئیس بیمارستان کاشانی، مدیر معاونت درمان استان اصفهان، معاون درمان و پزشک اطفال بیمارستان امین، بنیانگذار بخش اطفال بیمارستان حضرت زهرا(س) زینبیه و ویزیت بیماران در شهرستان‌های سمیرم، شهرضا، نطنز، شاهین شهر و کلیشاد  را در کارنامه کاری خودش داشت و متاسفانه به علت ابتلا به بیماری کووید 19 در 21 تیر 1389 در بیمارستان خورشید جان به جان آفرین تسلیم کردند.

علاقه به پزشکی در خانواده شما نیز وجود دارد درست است؟ شنیده‌ایم که کل خانواده علاقمند به رشته پزشکی و فعال در این عرصه هستند.

بله. ما سه فرزند دو پسر و یک دختر هستیم که برادرم سید مجتبی پزشک هستند و خواهرم فاطمه سادات فارغ التحصیل رشته پزشکی و من هم دانشجوی پزشکی هستم. علت اینکه ما هر سه رشته پزشکی را دنبال کردیم به خاطر دیدن شوق و ذوق پدر به رشته پزشکی و کمک به بیماران  بود که ما را این رشته علاقمند کرد تا ما هم این راه را ادامه بدهیم.

از زمان ابتلا پدر به کرونا بگویید.

اوایل بیماری پدرم اصفهان نبودم ولی وقتی فهمیدم ایشان کرونا گرفته‌اند به سرعت خودم را به خانه رساندم. اینطور که از خانواده شنیدم اوایل پدرم فقط معده درد شدید داشتند و حتی کوچکترین علامت تنفسی که پزشکان را مشکوک به کرونا کند، نداشتند. با تشدید درد توسط پزشکان داخلی و عفونی ویزیت شدند و دارو گرفتند ولی متاسفانه هیچکدام از پزشکان تست کرونا پیشنهاد ندادند. تا اینکه خود پدر شک می‌کنند ولی با مراجعه مجدد به پزشک، آنها معتقد به این بودند که کرونا نیست با اینحال یک تست کرونا برای ایشان انجام دادند. علت اینکه فکر پزشکان به سمت کرونا نرفته بود ظواهر بیماری بود که هیچ نشانه تب، سرفه، تنگی نفس، بدن درد، ضعف و بی حالی و غیره را نداشتند و فقط از درد معده شکایت می‌کردند.

تا اینکه زمان انجام تست، اکسیژن خونشان را اندازه می‌گیرند و متوجه می‌شوند زیر 50 است، ابتدا فکر کردند دستگاه خراب است چون هیچ‌گونه علایم تنفسی نداشتند و همچنین با پای خودشان برای انجام آزمایش مراجعه کردند. بعد از آن عوامل اورژانس اکسیژن خون را می‌گیرند متوجه می‌شوند که دستگاه خراب نیست و اکسیژن خون پایین است. بالافاصله برای تشخیص نهایی به سیتی اسکن و تست پی سی آر ارجاع داده شدند که 80 درصد ریه ایشان بدون کوچکترین علامت تنفسی از جمله تنگی نفس و سرفه درگیر شده بود، همان روز دستور بستری می‌دهند و اکسیژن می‌گیرند، متاسفانه به قدری بیماری پیشرفت کرده بود که همان موقع لوله وصل می‌کنند و به آی سی یو منتقل می‌شوند. 5 روز هم در بخش مراقبت‌های ویژه خورشید بستری بودند ولی در کمال ناباوری فوت می‌کنند.

مگر حال پدر وخیم نبود چرا گفتید در کمال ناباوری فوت شدند؟

روز آخر حال عمومی پدر رو به بهبودی بود و اکسیژن خون نیز به 80 رسیده بود و دو نوبت هم پلاسما دریافت کردند. عموی من فوق تخصص مغز و اعصاب هستند و شب قبل از فوت، ایشان و دکتر سامی، پزشک پدرم به ما گفتند خوشبختانه حال پدر رو به بهبود است و قرار شد خواهر و برادرم برای استراحت به خانه بیایند تا اینکه نزدیک 10 صبح بود که از بیمارستان به ما خبر دادند که پدر به علت ایست قلبی فوت شدند.  ما نمی‌توانستیم فوت پدر را با روزنه امیدی که در دلمان جوانه زده بود بپذیریم. به سرعت راهی بیمارستان شدیم و من خیلی اصرار کردم که بگذارید پدرم را ببینم ولی اجازه نمی‌دادند، گفتم من چند روز است که پدرم را ندیده‌ام. لطفاً بگذارید بروم و متاسفانه آخرین بار  پیکر بی جان پدرم را در سردخانه بیمارستان دیدم.

نتوانسته بودید زودتر پدر را ببینید؟

چون حال پدرم اصلا خوب نبود و خواهر و برادرم بهتر از من می‌توانستند از ایشان نگهداری کنند، می‌ترسیدم اتفاقی برای پدر بیفتد و من متوجه نشوم و به خاطر همین کارهای بیرون از بیمارستان را عهده‌دار شدم.

از علت ابتلای پدر به کرونا اطلاع دقیقی در دست دارید؟

پدرم متخصص اطفال بودند و حتما در محل کار از طریق یکی از بچه‌ها، ویروس کرونا وارد بدنشان شده بود. در آن بازه زمانی تعدادی از بچه‌ها مبتلا به کرونا فاقد علائم می‌شدند و فقط ناقل بودند.  پدرم تعریف می‌کردند کودکی باعث انتقال کرونا به والدینش شده در حالیکه خودش هیچ علائمی نداشته فقط جواب تست کودک مثبت بوده است.

به سختی صحبت می‌کند و فقدان پدر، هنوز که هنوز است، برایش سخت و طاقت‌فرساست. رفتنش را هنوز باور نکرده و اعتقاد دارد، روح پدر همیشه همراهشان است. از ویژگی‌هایش می‌گوید و رفتارهایی که باعث شد، دکتر موسوی، دومین شهید سلامت اصفهان، به افتخار شهادت نائل آید و در راه آرمان و اعتقاد و خدمت به خلق، جان دهد.

مهم‌ترین ویژگی‌های اخلاقی پدر که برای شما الهام‌بخش بود، کدام بود؟

هر چه از خوبی‌های پدرم بگویم کم گفته‌ام. ایشان نسبت به خانواده و دیگران بسیار محترمانه و خوب رفتار می‌کردند ولی ما بسیاری از کارهایشان را بعد از مرگ پدر از دوستان و همکاران پدرم شنیدیم و از اینکه چنین فردی را به این زودی از دست دادیم؛ ناراحتیم.

پدر خیلی مهربان و دلسوز بودند و برای همه به ویژه پدرشان احترام خاصی قائل بودند، رفتار ایشان بی‌نظیر بود، پدرم از همه چیز خود می‌گذشت تا بتواند همه کاری برای ما بکند حاضر بود خودش نداشته باشد ولی ما داشته باشیم.

شده بود که از فعالیت‌های خارج از خانه پدر اطلاعی نداشته باشید؟

بله. پدر استخدام بیمارستان امین بودند ولی در بیمارستان حضرت زهرا(س) به خاطر شرایط کرونا و محروم بودن منطقه کار می‌کردند، در حرم زینبیه با یکی از همکارانشان ویزیت رایگان می‌کردند که این موضوع را بعد از درگذشت پدرم، از پرسنل بیمارستان فهمیدیم.

بر سر مزار پدرم خیلی چیزها را متوجه شدیم که ایشان چه شخصیتی داشتند. یک نفر از خیریه امام رضا(ع) می‌گفت: «در دولت آباد یک بیمارستان خیریه‌ای است که پدر بخش اطفال بیمارستان را راه انداخته بود. اصولاً در جاهای محروم هر کسی زیر بار چنین کاری نمی‌رود و پدرم برای اینکه خیریه ورشکست نشود از سپرده بلند مدت‌شان برداشته بودند. همکاران‌شان می‌گفتند باورمان نمی‌شد کسی از سپرده بلند مدت شخصی خود بردارد و به خیریه کمک کند. پدرم دنبال این نبود که هر کاری می‌کند را توی بوق و کرنا بکند، همانطور که گفتم ما از بسیاری از کارهای پدر بعد فوت ایشان مطلع شدیم. در مراسم یادبود مجازی پدر، یک نفر به ما گفت: «دکتر موسوی کمک بسیاری به خیریه حضرت زهرا(س) و مددجویانش می‌کرد.»

کارمندان پدرم نیز از ایشان راضی بودند چون هم به بیماران و هم پرسنل کمک می‌کردند. یک آقایی نیم ساعت بالای سر مزار پدرم با خانواده اش نشسته بود و گریه می‌کرد، برای ما تعریف کرد پدرت رئیس من بود ما شب‌ها به دکتر التماس می‌کردیم بخوابند ولی ایشان زیر بار نمی‌رفتند و حتی در مواقع شلوغی بیمارستان با پرستاران همکاری می‌کرد و حتی برانکارد بیمار را حمل می‌کرد و اینطور نبود که بگوید من رئیس بیمارستان هستم و این کارها وظیفه من نیست. پدر جبهه هم رفته بودند ولی کارت ایثارگری نگرفتند همرزمانش بعد از فوت ایشان پیگیری کردند و کارت ایثارگری گرفتند حتی به دنبال گرفتن مدارک خود نمی‌رفتند چون هر کاری را برای رضای خدا انجام می‌دادند.

بدون شک لحظه تشییع جنازه برای شما خیلی سخت و تلخ گذشته است....

مراسم پدرم خیلی غریبانه برگزار شد. نمی‌توانستیم به خاطر کرونا مراسم ترحیم و یادبود بگیریم چرا که  اگر می‌گرفتیم بر خلاف میل و رویه پدرم عمل می‌کردیم چون ایشان به خاطر سلامتی مردم جان خودشان را از دست دادند و ما نمی‌خواستیم به خاطر پدرم جان و سلامتی مردم به خطر بیفتد.

هر کسی هنگام داغ عزیزانش، دوست دارد دور و برش شلوغ باشد و اطرافیان تسلی خاطرشان باشند ولی ما نه‌تنها به خاطر شرایط کرونا کسی در کنارمان نبود  بلکه مادر، خواهر و برادرم هم به کرونا مبتلا شدند، شرایط سختی بود و توقع هم نداشتیم به خاطر آلوده بودن محیط کسی به خانه ما بیاید خلاصه دوران سختی را پشت سر گذاشتیم.

به عنوان کسی که پدرش به علت کرونا جان خود را از دست داده، چه پیشنهاد و توصیه‌ای برای مردم دارید؟

آن دسته از مردمی که هنوز کرونا را جدی نگرفته‌اند باید دلشان برای خودشان بسوزد چرا که کرونا ثابت کرد با هیچ‌کس شوخی ندارد و روزانه حدود 500 نفر در اثر ابتلا به کرونا در کشور فوت می‌کنند و این فاجعه است.

یک هواپیما با 200 سرنشین سقوط کرد و عزای عمومی اعلام شد ولی الان فوت روزی 500 نفر در اثر ابتلا برای مردم عادی شده و هیچ عکس العملی نشان نمی‌دهند و متاسفانه تعدادی پروتکل‌ها را رعایت نمی‌کنند و باعث انتشار بیشتر ویروس می‌شوند.

امیدوارم آن دسته از مردم که هنوز فکر می‌کنند کرونا نیست به خود بیایند، واقعا کادر درمان به لحاظ روحی و جسمی خسته‌اند، جلوی چشم‌شان روزانه چندین نفر فوت می‌کنند چندین نفر حال وخیم دارند و نمی‌توانند نفس بکشند مگر یک نفر چقدر آستانه تحملش بالاست که این همه درد و رنج و مرگ را ببیند و روح و روانش به هم نریزد.

رفتارهای پدر درباره بیماران کرونایی چگونه بود؟

بعضی مواقع پدرم از بیمارانشان تعریف می‌کردند، یادم هست یکبار در همین دوره کرونا برای دو تا از بیماران‌شان اسپری آسم تجویز کرده بودند ولی به خاطر قیمت اسپری می‌خواستند هر دو از یک اسپری استفاده می‌کنند ولی پدرم گفته بودند استفاده مشترک از اسپری ریسک بالایی دارد و ممکن است با این کار چند برابر هزینه اسپری هزینه پرداخت کنند. دیگر اینکه پدرم شماره تلفن‌شان را به بیماران‌شان می‌دادند که در صورت نیاز به خاطر شرایط کرونا بیمارستان نیایند و تلفنی ویزیت شوند، البته قبل از کرونا هم به بیماران شماره داده بودند تا در مواقعی هم که بیمارستان نیستند بتوانند به بیماران خدمت کنند.

حتماً خاطرات خاصی از پدر دارید که برای خیلی‌ها می‌تواند جذاب باشد...

بله. این خاطره را پدر بزرگم تعریف کردند که زمانی که پدر ریاست بیمارستان کاشانی را به عهده داشتند آقای جهانگیری استاندار اصفهان بودند و تصادف می‌کنند و برای عمل جراحی به کاشانی منتقل می‌شوند ولی هیچ کس به خاطر ریسک جراحی زیر بار عمل نمی‌رفت چون باید یک رضایتنامه امضا می‌کردند  تا اینکه پدرم رضایت نامه را امضا می‌کنند و عمل به خوبی انجام می‌شود. آقای جهانگیری برای جبران کار پدر به عنوان تشکر از پدرم، می‌خواستند یک ماشین به ایشان هدیه بدهند که پدر قبول نمی‌کنند و می‌گویند بیمارستان 7 میلیون بدهی دارد شما به جایی اینکه به من هدیه بدهید بدهی بیمارستان را پرداخت کنید، آقای جهانگیری هم یک چک در وجه بیمارستان می‌کشند و بدهی بیمارستان تسویه می‌کنند.

مهمترین ویژگی شخصیتی پدر؟

پدرم از همه لحاظ نمونه بودند نسبت به ائمه اطهار(ع) و معصومین (س) ارادت خاصی داشتند. خوب یادم می‌آید که وقتی تلویزیون حرم ائمه معصومین را نشان می‌داد، پدرم می‌ایستادند و سلام می‌دادند... یکبار با پدرم کربلا رفتیم و با دیدن حال معنوی پدر خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم.

بدون شک زندگی بعد از پدر خیلی سخت می‌گذرد ...

ما شنیده بودیم پدر تکرار نشدنی است ولی تا بعد از فوت پدر متوجه این نعمت نبودیم وقتی از دست رفت فهمیدیم چه چیز گرانبهایی را از دست دادیم وقتی از دیگران درباره پدر و ویژگی‌های اخلاقی او می‌شنویم بیشتر جگرمان می‌سوزد. واقعاً حیف بود که ایشان را از دست دادیم و بیشتر از نعمت وجود ایشان بهره‌مند نشدیم.

پدرم با یک ویزیت چند نفر را معاینه می‌کردند و می‌گفتند ممکن است به خاطر مشکل مالی از عهده پرداخت ویزیت برنیایند، پدرم به دنبال پول نبودند غیر از ویزیت بیمار اگر او مشکل دیگری هم داشت، آن را حل می‌کرد حتی پای درد و دل بیمارانش می‌نشست.

بعضی از بیمارانشان می‌گفتند دکتر برایمان مثل پدر بود. پدرم به جای اینکه مطب شخصی بزند ترجیح می‌داد در مراکز درمانی و مناطق محروم بیماران را ویزیت کند... سخت است که این ویروس، باعث شد که پدرم از میان ما برود و امیدوارم، مردم با همت خود و رعایت موارد بهداشتی، به ریشه‌کن کردن این ویروس کمک کنند.

حرف پایانی؟

از مردم می‌خواهم با رعایت پروتکل‌ها حفظ فاصله اجتماعی، استفاده از ماسک باعث کاهش سیر بیماری و مصون ماندن خود و خانواده شان از این بیماری شوند.

/تسنیم

ابزار هدایت به بالای صفحه