شهدا

دفاع‌مقدس

عکس‌ شهدا

[5 / 11 / 1399] سردار شهید علی‌اصغر بَرغَمَدی؛
[5 / 11 / 1399] شهید مدافع حرم علی سعد؛
[4 / 11 / 1399] سردار شهید مجید افقهی؛
[4 / 11 / 1399] شهید «غلامحسین رحمانی»؛
[4 / 11 / 1399] برادر شهیدان «ابراهیمی معروفی»؛
[4 / 11 / 1399] نگاهی بر زندگی‌نامه شهید «اسلام راستگو»؛
[4 / 11 / 1399] شهید «محمدرضا خدادادی»؛
[4 / 11 / 1399] معرفی کتاب؛
[4 / 11 / 1399] مدیر ادبیات و تاریخ دفاع مقدس کهگیلویه و بویراح ...
[4 / 11 / 1399] مدیرکل بنیاد شهید و امورایثارگران استان یزد؛
[4 / 11 / 1399] شهید «رحمان بیگی درونکلائی»؛
[4 / 11 / 1399] به روایت محمدعلی پردل؛
[4 / 11 / 1399] شهید «علی وردی بذلی»؛

 

کدخبر: 76704
تاریخ انتشار: 4 آذر 1399 _20:26:37
دوست من کسی است که بعد از من راهم را ادامه دهد

شهید «احمد بزازیان مهدوی» در فرازی از وصیت‌نامه‌اش نوشته است: سخنی که به دوستانم دارم این است که دوست من آن کسی است که بعد از من راهی را که انتخاب کرده‌ام ادامه دهد و راه امام امت را پیروی نماید.

تا شهدا؛ شهید «احمد بزازیان مهدوی» در 28 شهریورماه 1344 در تبریز متولد شد. وی پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی و آغاز جنگ تحمیلی برای دفاع از وطنش راهی جبهه‌های حق علیه باطل شد و پس از چندی مجاهدت در راه اسلام، سرانجام در تاریخ 25 بهمن‌ماه 1364 در منطقه فاو به شهادت رسید.

زندگی‌نامه شهید:

قبل از عملیات بدر وقتی نیروها برای آموزش بلمرانی چند کیلومتری از مقر گردان فاصله می‌گرفتند، احمد شروع به نوحه‌خوانی می‌کرد و با نزدیک شدن به وقت نماز با آن صدای نازنینش هم قرآن قرائت می‌کرد و هم اذان می‌گفت.

گاهی وقت‌ها هم مکبر می‌شد، وقتی نیروهای گردان حضرت امام‌حسین(ع) در آبراه موته که نقطه رهایی عملیات بدر در هورالعظیم سوار بر بلم‌ها شده بودند، احمد با بلندگوی دستی «گل لاله می‌شویم» را سر می‌داد.

خیلی زیبا نوحه می‌خواند، با آن هیکل نحیف‌اش قامتی افراشته داشت. احمد که علاقه زیادی به مطالعه‌ی کتاب «حماسه حسینی» شهید آیت‌الله «مرتضی مطهری» داشت سعی می‌کرد نوحه‌هایش را با سند بخواند و از معتبرترین کتاب‌ها به ویژه از لهوف سیدبن طاووس استفاده می‌کرد.

 

دوست من کسی است که بعد از من راهم را ادامه دهد

 

فرازی از وصیت‌نامه شهید:

از خانواده‌ام می‌خواهم چشمانم را باز بگذارید تا دشمن بداند آگاهانه مرده‌ام و همرزمانم بدانند منتظر پیروزی آن‌ها هستم، مشت‌هایم را گره بگذارید تا دشمن بداند هنگام مرگ نیز مشت‌هایم بر علیه او گره شده‌اند.

دهانم را باز بگذارید و روی کفنم لااله‌الا‌الله و الله‌اکبر خمینی رهبر بنویسید تا دشمن بداند شعارم و فریادم و خروشم به خاطر چیست و بدانید در این راه سعادت را با چشمان باز بدون اینکه کسی بر من تحمیل کند پذیرفته‌ام و از این انتخاب نیز افتخار می‌کنم و سخنی که به دوستانم دارم این است که دوست من آن کسی است که بعد از من راهی را که انتخاب کرده‌ام ادامه دهد و راه امام امت را پیروی نماید.

ابزار هدایت به بالای صفحه