شهدا

دفاع‌مقدس

عکس‌ شهدا

[7 / 9 / 1399] خبرنگار شهید حاج مسعود جان‌نثاری,
[7 / 9 / 1399] شهید مدافع سلامت سید محمد موسوی؛
[7 / 9 / 1399] سرلشکر باقری در واکنش به ترور دانشمند هسته‌ای؛
[8 / 9 / 1399] معرفی شهدای مدرسه زینبیه؛
[8 / 9 / 1399] وزیر دفاع در جمع خبرنگاران؛
[7 / 9 / 1399] سرلشکر سلامی در واکنش به ترور دانشمند هسته‌ای؛

 

کدخبر: 76048
تاریخ انتشار: 7 آبان 1399 _11:58:45
شب شهادتم شب ازدواجم خواهد بود

شهید عباس حسین نژاد در قسمتی از وصیتنامه خود آورده است: مادر هیچوقت نگو پسر ناکامم، چون کام من شهادت بود که به آن رسیدم و شب شهادتم که شب ازدواجم خواهد بود و نام اولین فرزندم هم آزادی خواهد بود.

تا شهدا؛ شهید «عباس حسین‌نژاد» در تاریخ 1342/1/30 در بوشهر دیده به جهان گشود و در نهم آذر سال 60 در بسیتان شهد شیرین شهادت را نوشید.

 

شب شهادتم شب ازدواجم خواهد بود

 

وصیت نامه شهید:

بسم رب الشهداء و الصدیقین

مرگ با افتخار به ز  زندگی ننگین        چه شیرین است مرگی که در راه ا... باشد 

با پوزش از برگ سفید دفتری که قلب سفید و نازکش را با نوک تیز خودکار خود سیاه می کنم.

باری چون یکی از روزها همین برگ هم جان داشته است، باری خانواده عزیزم من در دوران کودکی که حتی نمی توانستم  مگسی را از خود دور کنم شما زحمت مرا کشیده اید تا به اینجا رسانده بودید. ولی خود و دیگر هموطنان می دانید که این راه راهی می باشد برای ا....

اگر من افتخار یافتم در این راه بروم از تو ای پدر و مادری که ریشه این درخت اسلام را آبیاری می کنید.

از شما می خواهم که برای من هیچگونه گریه و زاری نکنید، بلکه با افتخار در برابر مردم بایستید .

باری خانواده عزیزم مرگ با افتخار به از زندگی ننگین است، رزمنده از خدا یاری می طلبد در موقعی که شهید می گردد خدا اجرش را می دهد.

پدر در این موقع که این نامه را زیر نور کمی از فانوس در گوشه ای از سنگر جای داده می نویسم و در زیر سقف سنگری که از گونی والدار پوشیده و دوروبر آن خمپاره بیداد می کند.

قلب من می تپد و آماده می باشم تا هر حرکت دشمن را در آن طرف رودخانه کرخه نور خفه کنم. باری خانواده عزیزم کجا پدر و مادری پیدا می شود که پسر خویش را تقدیم در راه اسلام خویش کنند.

شما که در عزاداری ها می گفتید که حاضریم جانمان را بدهیم پس حال حسین زمان ظهور کرده و شما هم کوتاهی نکنید.

باری پدر و مادر عزیزم من در دوران اولیه جوانی شما را بسیار اذیت کرده ام، حال از شما می خواهم که مرا حلال کنید و به بزرگواری خودتان ببخشیدم.

مادر هیچوقت نگو پسر ناکامم، چون کام من شهادت بود که به آن رسیدم و شب شهادتم که شب ازدواجم خواهد بود و نام اولین فرزندم هم آزادی خواهد بود. آزادی.

مرگ بر ضد ولایت فقیه

مرگ بر آمریکا

والسلام

ابزار هدایت به بالای صفحه