شهدا

دفاع‌مقدس

عکس‌ شهدا

[12 / 9 / 1399] شهید مدافع حرم محرمعلی مرادخانی؛
[12 / 9 / 1399] وصیت‌نامه شهید احمد اکبرپور؛
[12 / 9 / 1399] وصیتنامه شهید «یدالله دموخ»؛
[13 / 9 / 1399] مدیر کل روابط عمومی سازمان نظام پزشکی کشور؛
[12 / 9 / 1399] شهید عادل چگینى؛
[13 / 9 / 1399] معرفی کتاب؛
[12 / 9 / 1399] مسئول دفتر نماینده ولی فقیه در خراسان‌جنوبی؛
[13 / 9 / 1399] مسئول دفتر حفظ آثار دفاع مقدس شهرستان تنکابن خب ...
[13 / 9 / 1399] شهید علی‌اکبر حسین‌پور؛
[13 / 9 / 1399] شهید بهروز ترکاشوند؛
[12 / 9 / 1399] مدیرکل حفظ آثار دفاع مقدس خراسان جنوبی؛

 

کدخبر: 75907
تاریخ انتشار: 2 آبان 1399 _19:51:24
در قاموس شهادت ترس معنی ندارد

در وصیتنامه شهید «میر اصغر اکرمی زارع» آمده است: شهادت مرگی است که مجاهد، با آگاهی و شعور بینایی و درک انتخاب می‌کند و در قاموس شهادت ترس معنی ندارد.

تا شهدا؛ دانش آموز شهید «میر اصغر اکرمی زارع» فرزند میر اسرافیل در هفتم آذر 1346 در روستای سرقین از توابع شهرستان اردبیل به دنیا آمد.   

بعد از شروع جنگ تحمیلی به عنوان بسیجی به جبهه اعزام و دوم مرداد 1361 در شلمچه بر اثر اصابت ترکش به فیض شهادت نایل و پیکر پاک این شهید جاویدالاثر هنوز به آغوش وطن باز نگشته است.

 

در قاموس شهادت ترس معنی ندارد

 

وصیت نامه دانش آموز شهید «میر اصغر اکرمی زارع»:

بسم الله الرحمن الرحیم

گمان نکنید کسانی که در راه خدا کشته می شوند مرده اند بلکه زنده اند و در نزد خدایش روزی می گیرند.

پس از درود و سلام به امام زمان (عجل اله تعالی فرجه الشریف) و نایب بر حقش امام خمینی و درود بر شهیدان راه حق که با نثار خون، درخت اسلام را آبیاری کرده اند و درود بر ملت شهید پرور ایران، سخنانم را آغاز می کنم:

سلام پدر و مادر و خواهر و برادرانم، پدر و مادر اگر با کلاشینکف قلبم را سوراخ کردند، یا با خمپاره مغزم را متلاشی کردند و یا قطعه قطعه گوشت بدنم را از زیر شنی تانک بیرون آوردند و یا اسیرم کردند، هیچ وقت برای من گریه نکنید.

 این را بدانید من در جوار پروردگارم جای گرفته ام و روزی خود را از پروردگارم می گیرم و خداوند شهادت مرا قبول کرده است.

من از پروردگار می خواهم گناهان مرا بیامرزد.

 پدر و مادر گرامی شهادت مرگی است که مجاهد، با آگاهی و شعور، بینایی و درک انتخاب می کند و «در قاموس شهادت ترس معنی ندارد».

پدر مگر این آیه را نمی گوییم «انا لله و انا الیه راجعون» «از سوی خدا آمده ایم و به سوی او می رویم». مجاهدی که در راه خدا کشته می شود و کشته شدن او در راه خدا از خوردن آب گواراتر است.

پدر، انسان باید فدای جامعه بشود. مگر ما از امام حسین (ع) و علی اکبر (ع) و امامانمان (ع) عزیزتریم! من فقط این حرف را می گویم «ای حسین (ع) کاش من هم در پشت تو بودم و به دشمن تو شمشیر می کشیدم».

من نمی خواهم سر شما را بیش از این درد بدهم. به خواهرانم زینب گونه و سکینه گونه زیستن و به برادران خود، علی اکبر و قاسم گونه زیستن را وصیت می کنم و از برادران گرامی می خواهم بعد از من اسلحه مرا به زمین نگذارند و با دشمن اسلام بجنگند.

و به مادرم وصیت می کنم مانند حضرت زینب (س) باشد، کوه باشد، مانند کوه از جای خود حرکت نکند و برای من گریه نکند. مادر می دانم فرزند برای مادر شیرین است، ولی این را بدانید این دنیای مادی برای کسی نمی ماند.

 انسان باید در این دنیای مادی در راه خدا جهاد کند وقتی به دنیای معنوی می رود، باید با دست پر برود.

در آخر از شما خواهش می کنم از امام خمینی این یاور مستضعفان پشتیبانی کنید زیرا روحانیت نشانه اسلامی است.

ابزار هدایت به بالای صفحه