شهدا

دفاع‌مقدس

عکس‌ شهدا

[3 / 9 / 1399] رئیس حوزه هنری آذربایجان‌شرقی در گفت‌وگویی خبر ...
[4 / 9 / 1399] «جبهه مقاومت» دامنه قله دفاع مقدس است؛
[3 / 9 / 1399] شهید حمزه على ابوالفتحى؛
[3 / 9 / 1399] شهید مدافع حرم ذاکرحسین کریمی؛
[4 / 9 / 1399] به مناسبت هفته بسیج صورت گرفت؛
[3 / 9 / 1399] فرمانده سپاه عجب‌شیر؛
[4 / 9 / 1399] رئیس سازمان بسیج ورزشکاران آذربایجان‌شرقی در گف ...
[4 / 9 / 1399] شهید «احمد بزازیان مهدوی»؛
[5 / 9 / 1399] شهید شرفعلی خزایی؛
[5 / 9 / 1399] روحیه جهادی در تفکر بسیجی؛
[4 / 9 / 1399] معرفی شهدای مدرسه زینبیه (3)؛
[4 / 9 / 1399] توسط انتشارات شهید کاظمی؛
[5 / 9 / 1399] شهید «عبدالواحد محمدی»؛

 

کدخبر: 75682
تاریخ انتشار: 27 مهر 1399 _14:11:43
نگاهی به زندگی شهید «بنحور نبی‌زاده»

«بنحور نبی‌زاده» ۲۳ دی سال ۱۳۴۴ در روستای بخوان از توابع شهرستان حاجی آباد استان هرمزگان متولد شد و در ۷ بهمن ۱۳۶۵ در عملیات کربلای ۵ در منطقه عملیاتی شلمچه به شهادت رسید.

تا شهدا؛ «بنحور نبی‌زاده» ۲۳ دی سال ۱۳۴۴ در روستای بخوان از توابع شهرستان حاجی آباد استان هرمزگان متولد شد. وی مقاطع تحصیلی را در روستای بخوان از توابع شهرستان حاجی آباد طی کرد.

در بحبوحه پیروزی انقلاب اسلامی، بنحور یک نوجوان 13 ساله بود که با دیگر هم سن و سالان و مردم شهر بندرعباس فریاد حمایت از نهضت امام خمینی و مبارزه با رژیم ستمشاهی را سر داد.

پس از پیروزی انقلاب وی فعالیتش را در قالب عضویت در انجمن اسلامی و شرکت در مراسم و راهپیمایی‌های انقلابی و مذهبی در روستای زادگاهش ادامه داد. وقتی در پایه اول دبیرستان درس می خواند به عضویت سپاه و بسیج در آمد و پس از گذراندن دوره آموزشی در شیراز، عضو فعال پایگاه مقاومت محله شد.

 

نگاهی به زندگی شهید «بنحور نبی‌زاده»

 

بنحور با شروع جنگ تحمیلی شوق حضور در جبهه و اشتیاق شهادت در سرش افتاد. این عشق وافر او را به راه حسینی، از شعری که معمولا روی جلد کتاب‌هایش می‌نوشت می‌توان به خوبی دریافت: «دوست دارم شمع باشم در دل شبها بسوزم، روشنی بخش به جمعی و خودم تنها بسوزم».

وقتی داوطلبانه عازم جبهه های نبرد شد، سمت بیسیم‌چی و تک‌تیرانداز را عهده دار شد. آن روزها برادر بزرگتر بنحور، منصور فرمانده گردانی بود که او در آن عضویت داشت و برادرش خاطره آخرین دیدارش با بنحور را چنین بیان می‌کند:

«بنحور بیمار بود و نیاز به مراقبت داشت. چون تازه به جبهه اعزام شده بود و با بچه‌های گردان آشنایی چندانی نداشت، تصمیم گرفتم به دیدنش بروم، اما پس از طی چند قدم برگشتم و تصمیمم عوض شد چون احساس کردم من فرمانده همه گردان هستم و نباید بین او و دیگران فرقی قائل شوم پس به دیدنش نرفتم.

‌چند روز بعد، شبی نزد من آمد و گفت: می دانم سرت شلوغ است ولی اومدم ببینمت و چون مشغله فراوان داری، لباس‌هایت را بشویم اما من از او قبول نکردم. این آخرین دیدار من و برادرم بود».

بنحور سرانجام در تاریخ ۷ بهمن ۶۵ در عملیات کربلای ۵ و به عنوان غواص به فیض شهادت نائل شد.

ابزار هدایت به بالای صفحه