شهدا

دفاع‌مقدس

عکس‌ شهدا

[5 / 8 / 1399] شهید علی موحددوست؛
[5 / 8 / 1399] کتاب آسمان زیر خاک؛
[5 / 8 / 1399] امیر سرتیپ خلبان شهید محمد علی فرزین؛
[5 / 8 / 1399] شهید «محمود متو نجفدری»؛
[5 / 8 / 1399] رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران ساری خبر داد؛
[5 / 8 / 1399] تحریم مقامات آمریکایی در عراق؛
[6 / 8 / 1399] سردار سرلشکر پاسدار شهید حاج حسن طهرانی مقدم؛
[5 / 8 / 1399] مسئول بسیج فرهنگیان خراسان جنوبی خبر داد؛

 

کدخبر: 75647
تاریخ انتشار: 26 مهر 1399 _16:15:47
وداع زیبای شهید بی‌سر خان‌طومان با خانواده‌اش

و این است آخرین وداع همسرش با شهید بی‌سر خان‌طومان تا قبر سنگی که خالی بود در جوار سایر مدافعان حرم امام‌زاده ابراهیم آمل پس از گفتن تلقین مادر چشم به راهش تا برای ابدیت آرام بگیرد.

تا شهدا؛ در یک خانواده ساده و متدین متولد شد، آن هم بعد از پشت سر گذاشتن بلندترین شب سال و شروع فصل سوز و سرما. آمد تا کانون خانواده ای را گرم و لبخندی را بر لب های زوجی که تازه یک سال از ازدواجشان می‌گذشت در اولین سالگرد پیوندشان شاد کند.

 

مدافع حرمی که برای دفاع از حرم لحظه‌ای تردید نکرد

 

آمد آن‌هم در سالی که مردهای زمانه اش برای حفظ نوامیس شان و جلوگیری دشمن از تجاوز خاک میهن شان با گذاشتن تفنگ بر دوش مردانه ایستاده بودند تا نسل وی با لقبی چون نسل سوخته، بگویند که الگو از آن مردان الهی گرفتند تا امروز برای حفظ نوامیس پیامبر اکرم(ص)، دخت امیرالمومنین(ع)، ام المصائب حضرت زینب کبری(س) راهی سوریه شود.

رضایی که مادر وقتی گفت راضی به رفتنت نیستم در جوابش بگوید: باشد مادر اما جواب حضرت فاطمه زهرا و زینب کبری را در قیامت خودت بده و رضایتش را با لبخندی بر لبش می‌گیرد‌ و در شب وداع همسرش با وجود داشتن دو فرزند سه ساله و 9 ماهه پس از گفتن آن راضی‌ام برو‌ی وقتی می‌دانم دوست داری بروی، آن گونه ساک را می‌بندد که انگار می‌دانست که راهش قرب الهی است.

شب وداع که آخرین گفته‌هایش با ضبط فیلمی از سوی همسرش با گوشی موبایل برای فرزندانش به یادگار می‌ماند و آنهم با این گفته که:" قابل توجه کسانی که می‌گویند ما برای پول می‌رویم، ما تکلیف داریم که برویم. من زندگی‌ام را دوست دارم و اصلاً برای شهادت نمی‌روم اما این تکلیف است." که امروزه این فیلم در فضای مجازی برای آموختن شهامتی از چنین مردانی در چنین دهه ای برای نسل های جدید می‌شود.

رضایی که فاطمه حتما سه ساله‌اش و محمد طه 9 ماهه اش وقتی در آغوش می‌گیرد قبل از راهی شدن برای دفاع حرم، بهترین لالایی را در گوش پسرش راه شهدا و پند پدرانه اش را برای دختر سه ساله اش الگوی بی بی فاطمه الزهرا می‌خواند و می‌گوید.

 

مدافع حرمی که برای دفاع از حرم لحظه‌ای تردید نکرد

 

و رفت بهار 95 تا هم‌پای دوستانش علیه تکفیری‌ها و داعشی‌ها بایستند و ایستادند تا دست متجاوزان به حرم نوامیس اهل بیت(ع) نرسد.  ایستادگی که در راهش خون دادند دشمن، دشمن بود و با وجود اعلام آتش‌بس، نامردی خود را نشان داد و در منطقه‌ای به نام خان طومان این محافظان مدافع حرم را به ناحقی به شهادت رساندند.

شهادتی که در بهار 95 برای 13 خانواده مازندرانی پس از یک ماه و نیم از آغاز سال جدید و با برپایی سنت دیرینه شان "مادر مه"، خبر شهادتشان را برای آنها به ارمغان آوردند.خبری که نه‌تنها برای این 13 خانواده بلکه برای همه علوی تباران مازندرانی خبری غافلگیرانه و ناراحت کننده بود و غم انگیزتر اینکه پیکر پاکشان جاویدالاثر شده بود.

و چه گذشت بر خانواده رضا و دختر و پسری که هنوز نیاز به آغوش گرم پدر داشتند و آن شب وداع و آن عهد وصالی که بر زیر گوش همسر نجوا و زمزمه شده بود.
 نجوایی که نه یک سال، نه دو سال بلکه با گذشت 5 سال هنوز زیر گوش همسر هم آواست و اکنون با آغاز فصل خزان و جدایی خبر از عهد وصال داده می‌شود آن هم شناسایی هشت شهید خان طومان.

و انگار نزدیک می شود آن وداعی که می رسید به آخر و رسید به آخر وقتی رضا آمد، نه با قد رعنا، نه با سر. رضا آمد آن هم کاملاً رضایی، چون نامش رضا، زندگی با همسرش هشت سال و آخرین سفرش به حرم رضا.  و این است آخرین وداع همسرش با شهید بی‌سر خان‌طومان تا قبر سنگی که خالی بود در جوار سایر مدافعان حرم امام‌زاده ابراهیم آمل پس از گفتن تلقین مادر چشم به راهش تا برای ابدیت آرام بگیرد.