شهدا

دفاع‌مقدس

عکس‌ شهدا

[7 / 8 / 1399] در مراسم رونمایی از نماهنگ «پیراهن بهشت» مطرح شد؛
[7 / 8 / 1399] شهیدان تلخابی؛
[7 / 8 / 1399] مروری به زندگینامه شهید «یوسف بلالی»؛
[7 / 8 / 1399] شهید علی محمد قنبری؛
[7 / 8 / 1399] وصیتنامه شهید «عباس حسین نژاد»؛

 

کدخبر: 74827
تاریخ انتشار: 7 مهر 1399 _21:40:23
کتاب «حاج جلال» رونمایی شد

مراسم رونمایی از کتاب «حاج جلال» خاطرات حاج جلال حاجی‌بابایی نوشته لیلا نظری‌گیلانده، امروز در دفتر ریاست حوزه هنری برگزار شد.

تا شهدا؛ مراسم رونمایی از کتاب «حاج جلال» خاطرات حاج جلال حاجی‌بابایی نوشته لیلا نظری‌گیلانده، امروز با حضور محمدمهدی دادمان رئیس حوزه هنری و حمیدرضا حاجی‌بابایی در دفتر ریاست حوزه هنری برگزار شد.

 

کتاب «حاج جلال» رونمایی شد

 

در این برنامه قره‌داغی مدیر انتشار سوره مهر، با بیان اینکه این کتاب متعلق به استان همدان بلکه کل ایران است، گفت: خانم لیلا نظری‌گیلانده نویسنده اهل اردبیل است که زحمت این کتاب را بسیار کشیده است؛ اما امروز در جلسه حاضر نیست، ولی قرار است به زودی در شهر همدان کتاب رونمایی و بزرگداشتی برای آن برگزار شود.

در بخش دیگری از این مراسم، مرتضی سرهنگی، کتاب خاطرات حاج‌جلال را کتابی از ادبیات جنگ و روستایی دانست و گفت: این کتاب فصیح‌ترین اثر از ادبیات جنگ است که مردم عادی با آن درگیر بودند. حاج جلال و پسرانش برای جنگ تربیت نشده بودند، اما نان‌‌شان را از زمین درمی‌آوردند و حالا زمین‌شان در خطر بود. باید چه می‌کردند. دست به کار شدند تا از زمین و سرزمین خود دفاع کنند.

وی گفت: حدس و گمان‌مان درست از آب درآمد و خانم نظری توانست حق مطلب را در نویسندگی این اثر به درستی ادا کند؛ به شکلی که لحن‌ها و صداها درست از کار درآمده است. کتاب حاج‌جلال عاشقانه‌ای است پر از صداقت،‌ احساس و پاکیزگی روستایی. در این کتاب متوجه می‌شوید که حاج جلال چگونه ازدواج کرد و به زندگی پرداخت. سنت‌هایی که در کتاب می‌بینیم، هرچند ممکن است امروز برخی از آنها کمرنگ شده باشد، اما در کتاب این سنت‌ها به درستی و خوب منعکس شده است.

سرهنگی با بیان اینکه کتاب خاطرات حاج‌جلال نشان می‌دهد خانواده حاجی‌بابایی با تمام علقه‌هایشان در جنگ حضور یافتند، گفت: ما می‌دانیم کم شدن یک جوان در یک روستا یعنی چه؛ روستایی که شاهد بزرگ شدن همان جوان بود. ما می‌دانیم شهید شدن دو فرزند و دو داماد در جبهه یعنی چه.

وی در بخش دیگری از سخنان خود به موج منفی رسانه‌های غرب اشاره کرد و گفت: وقتی اخبار را دنبال می‌کردیم، رسانه‌های خارجی مطلب توهین آمیزی را درباره رزمندگان ایران بیان می‌کردند؛ مثلاً می‌گفتند نیروهای ایرانی با امواج انسانی موفق شدند فلان منطقه را به دست آورند، واژه امواج انسانی به ما توهین بود (به شکلی به مانند اینکه مثل سرخپوست‌ها حمله کرده باشند) در حالی که برای عبور از اروند در عملیات والفجر ۸ طراحان عملیات از کتابخانه‌های لندن جزر و مد رودخانه‌‌ها را استخراج کرده و با محاسبه دقیق بهترین ساعت را برای حمله انتخاب کردند. امواج انسانی را به توهین به رزمندگان ما اطلاق کردند.

وی افزود:‌ تمام محاسبات دنیا برای حمله به ما درست بود، الا یک محاسبه و آن اینکه مردم ما به یک‌باره سرباز شدند و تا زمانی که این روحیه وجود داشت و دارد مقاومت ادامه دارد.

سرهنگی در پایان سخنان خود با بیان اینکه باید از آقای حاجی‌بابایی تشکر کنم که برای تألیف این کتاب پا به پای ما راه آمدند، گفت:‌ خانم نظری نویسنده کتاب با قلبش این مسیر را طی کرد؛ چرا که ما هر وقت خواستیم انجام وظیفه کنیم شکست خوردیم، اما وقتی پای قلب به میان آید پیروز خواهیم شد. این کتاب را به عنوان یکی از زیباترین آثاری که لایه‌هایی از جنگ و روستا را نشان دهد معرفی می‌کنم. این نهایت وفاداری ما به انقلاب و جنگ است. به غربی‌ها می‌گوییم این امواج انسانی نیست بلکه شما امواج انسانی دارید که آدم‌ها را می‌خرید. این حرکت رزمنده‌های ما وفاداری به امام و مملکت بود.

پدرم می‌گوید خدمت را برای شهدا و مملکت انجام دهید
حمیدرضا حاجی‌بابایی ضمن اشاره به دیدار با رهبر انقلاب در سال ۸۳ اظهار داشت: طی یک دیدار شروع به معرفی خانواده‌ام کردم. به آقا گفتم: مادرم جانباز است. پدرم جانباز، برادرانم شهید، دامادهایم شهید... پس از سخنان من رهبر انقلاب فرمودند: ظاهرا فقط شما سالمید.

وی گفت: برای یک برنامه تدارک حضور حاج قاسم را در همدان دیده بودیم. چرا که علیرضا اولین فرمانده تیپ استان همدان بود. حاج قاسم وقتی وارد سپاه شد گفت ناهار را می‌خورم و به منزل حاج جلال می‌روم. وقتی به منزل ما آمدند دو ساعت و نیم نشستند و دست در گردن پدرم انداختند. چهار ماه گذشت خواهرم به من زنگ زد و گفت برای مصاحبه با ما به خانه مراجعه کرده‌اند اما ما پاسخی ندادیم. بعدها طی جستجوهایی متوجه شدم حاج قاسم صحبتی کرده بود تا عده‌ای برای ثبت مسائل تربیتی در خانواده ما به مصاحبه بپردازند تا بتوانند از نکات تربیتی پدر و مادرم استفاده کنند. پس از مدتی این عده آمدند و کارشان را تکمیل کردند.

وی با اشاره به سردار شهید همدانی گفت: همیشه آرامش شهید همدانی در کنار پدرم بود. در سال ۸۸ به همراه شهید همدانی به محل عملیات رمضان رفتیم. مقابل یک تانک نشست. حال عجیبی پیدا کرده بود به شدت می‌گریست، گفت خدایا به حق علیرضا از من بگذر تا شهید شوم. تاکید کرد این بخش حرف‌هایم در مستند منتشر نشود. او پس از مدتی شهید شد و ما این بخش از صحبت‌هایش را در مراسم چهلم پخش کردیم.

به گفته حاجی‌بابایی مهمترین ویژگی حاج‌جلال این است که از هیچ‌کسی طلبکار نیست. من یادم نمی‌آید که نماز شب پدر و مادرم ترک شده باشد. به خاطر ندارم در طول زندگی پول قابل توجهی به دست آورده باشد. آنها زندگی سالمی داشتند، ولی به لحاظ بینش سیاسی عمیق بودند.

وی در پایان سخنان خود به خاطره‌ای درباره پیشنهاد وزارت گفت:‌ وقتی می‌خواستم وزیر شوم با پدرم تماس گرفتم. گفتم پیشنهاد وزارت مطرح شده و می‌خواهم نظر شما را بدانم. ایشان یک جمله من گفت. اگر وزیر شوی برای انقلاب بیشتر کار می‌کنی؟ پاسخ دادم به نظرم اینگونه باشد. گفت اگر اینطور است خوب است. پدرم همیشه می‌گوید در مسئولیت‌ها اسیر دنیا و پول نشوید. خدمت را برای شهدا و مملکت انجام دهید.

«سرهنگی» فرمانده ما در محور ادبیات پایداری است
محمدمهدی دادمان رئیس حوزه هنری با بیان اینکه فرهنگ میدان وسیعی دارد که مبارزه در آن با سلاح ادبیات پایداری در حال انجام است، گفت:‌ فرمانده همه ما در این محور مرتضی سرهنگی است. ما به فرماندهی ایشان عهد کردیم که پای این مأموریت بایستیم و سربازی کنیم. هر کتاب احیای یک گنجینه ماندگار است و ساخت یک سلاح برنده است و رونمایی از یک سرباز کار بلد. من نیز از نویسنده این کتاب که به خوبی نشان داد سربازی در این میدان را بلد است و می‌داند چگونه از سلاح ادبیات استفاده کند تشکر می‌کنم و از آقای سرهنگی که فرمانده این میدان بود نیز تقدیر می‌کنم. آنها نشان دادند چگونه باید از سلاح ادبیات استفاده کرد.

حاج‌جلال حاجی‌بابایی از رزمندگان سال‌های دفاع مقدس است که دو فرزندش شهید شده‌اند. سپهبد شهید حاج‌قاسم سلیمانی سال ۹۷ به دیدارش در منزل او رفت.

ابزار هدایت به بالای صفحه