شهدا

دفاع‌مقدس

عکس‌ شهدا

[27 / 7 / 1399] شهید خلبان عباس دوران؛
[27 / 7 / 1399] امیر سرتیپ خلبان شهید حمیدرضا سهیلیان؛
[28 / 7 / 1399] سردار شهید حاج‌حبیب لک‌زایی؛
[27 / 7 / 1399] وصیت نامه شهید «علی فاتحی»؛
[28 / 7 / 1399] شهید «لطف الله تقدیسی میرک»؛
[27 / 7 / 1399] خاطراتی از حسین خادمی پیشکسوت دفاع مقدس؛
[27 / 7 / 1399] به روایت حجت الاسلام حمید ملکی؛
[27 / 7 / 1399] ریاست دفتر فرماندهی کل قوا؛
[28 / 7 / 1399] به‌صورت مجازی برگزار می‌شود؛

 

کدخبر: 74739
تاریخ انتشار: 5 مهر 1399 _22:51:22
ما درس جهاد و شهادت را از سرور شهیدان حسین (ع) آموخته‌ایم

در فرازی از وصیت‌نامه شهید «محمد روستایی» آمده است: مادرم؛ اگر من شهید شدم و سر در بدن نداشتم ناراحت نباش، زیرا ما رهروان و فرزندان حسین (علیه السلام) هستیم و درس جهاد و شهادت را از سرور شهیدان حسین (ع) آموخته‌ایم و چقدر خوب است که در شهادت به آقای خودمان اقتدا کنیم.

تا شهدا؛ به‌مناسبت چهلمین سالگرد دفاع مقدس زندگی‌نامه و وصیت‌نامه شهید «محمد روستایی» را از نظر می‌گذرانیم.

 

وصیت‌نامه شهید «محمد روستایی»

 

زندگینامه شهید:

شهید «محمد روستایی» در 17 آذر 1342 در روستای «گالشکلام» تابعه شهرستان «لنگرود» دیده به جهان گشود. دوران ابتدایی را در زادگاهش و دوران راهنمایی و متوسطه را در روستای «گل سفید» به پایان رساند. او به مانند اکثر جوانان روستایی همراه با درس خواندن به پدر و مادرش در انجام کارهای کشاورزی کمک می کرد و در فصل تابستان برای کمک به تامین معاش خانواده به انجام کارهای دیگر مشغول می‌شد. از خصوصیات بارز اخلاقی او تواضع، اخلاص، ساده زیستی و کمک به خویشاوندان بود.

با پیروزی انقلاب اسلامی در بسیج ستاد ناحیه مقاومت چمخاله ثبت نام کرد و اکثر شب ها را جهت حفاظت از دستاوردهای انقلاب شکوهمند اسلامی به نگهبانی می پرداخت. او که بسیجی عاشق بود و به لباس ساده و مقدس بسیج عشق می ورزید، با شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران به ندای رهبر بزرگ انقلاب اسلامی پاسخ مثبت داد و داوطلبانه عازم جبهه ها شد.

 او با وجود اینکه از یک پایش رنج می برد و طبق اصول اسلامی تکلیف جهاد از او بر داشته شده بود اما به دفعات به جبهه رفت. او هر بار بعد از چند ماه اقامت در جبهه فقط چند روز به خانه می آمد و بعد از چند روز اقامت در منزل دوباره عازم جبهه ها می شد؛ گویی معبود خویش را فقط در جبهه ها یافته بود.

بعد از اینکه شش بار به جبهه اعزام شد سرانجام در دفعه هفتم در قله های اطراف شهرستان بانه به درجه رفیع شهادت نائل آمد و به لقاء الله شتافت. در لحظه شهادت او بیسیم چی بود و وقتی که ضد انقلاب آنها را محاصره کردند و عده ای را اسیر کردند از او خواستند که خود را اسیر آنها کند ولی او بسان «قیس بن مسهر صیداوی» سفیر امام حسین برای مردم کوفه که وقتی به دست سپاه ابن زیاد افتاد برای اینکه اسرار نامه امام حسین فاش نشود آن را بلعید او نیز رمز بیسیم را بلعید تا اسرار سپاه اسلام به دست ضد انقلاب نیفتد و این مسئله باعث شد که ضد انقلاب او را با وضع فجیعی به قتل برساند و بعد از اینکه چندین جای بدن او را مضروب و مجروح ساختند با شلیک چندین تیر به حیاتش خاتمه دادند و او را به آرزوی دیرینه اش که شهادت در راه خدا بود رساندند.

وصیت نامه شهید:

هم اکنون امیدوارم که خداوند این بار توفیق شهادت در راهش را نصیبم گرداند ان‌شاءاللّه. البتّه می دانم که رسیدن به درجه و مقام لقاء اللّه و زیارت خداوند مختص افراد صالح و متّقی است و عاصیان را در آن مقام و جایگاه راهی نیست. لکن در اینجا توبه و ندامت خود را با کمال سر افکندگی و خجلت به پیشگاه حضرت باریتعالی و رحمت نامتناهی او می برم و امیدوارم که به حقّ محمّد و آل محمّد (ص)، خداوند بر حقیر تفضّل و ترحّم نماید و از گناهان و تقصیراتم در گذرد و ما را به شفاعت حسین (علیه السلام) و وساطت مولی ابا صالح المهدی(عج الله) نائل فرماید.

ای خدا! ما را ببخش به خاطر شاکر نبودنمان؛ و ما را ببخش به خاطر قدردانی نکردن از نعمت‌هایت؛ و ما را ببخش به خاطر بی‌اعتنایی به احکام و دستوراتت؛ و ما را ببخش به خاطر فراموش کردن خودمان که چه بودیم و چه شدیم و چه خواهیم شد.

خوشا به حال کسانی که در تمام احوال، اخلاص برای خدا را فراموش نکنند و تمام کارهای خود را مخلصانه برای خدا انجام دهند که این کار باعث رها شدن از بند شیطان و نجات پیدا کردن از آتش جهنّم است. بدانید که اخلاص محک شناخت متّقی و مؤمن از غیر مؤمن و غیر متّقی است، لذا اخلاص در امور را پیشه‌ی خود قرار دهید و اعمالتان را هرچند که قلیل باشد برای خدا خالص گردانید و آن را همیشه خالص نگهدارید چرا که انجام عمل، آسانتر از نگهداشتن آن است. آگاه باشید جایی که اخلاص نباشد اختلاف است و جایی که اختلاف باشد خود پرستی و هوی و هوس و در همان جا شیطان (امّ الفساد) وجود دارد.

انسان باید راحتی را یا در دنیا تحمّل کند یا در آخرت. اگر در آخرت جویا شود، نباید در دنیا دنبال آن بگردد و اگر در دنیا جویا شود، در آخرت به آن نمی رسد. (مَرَارَةُ آلدُّنْیَا حَلاَوَةُ آلاْخِرَةِ، وَحَلاَوَةُ آلدُّنْیَا مَرَارَةُ آلاْخِرَةِ.) در جمیع حالات به فکر و ذکر خداوند باشید. ذکر خداوند به هر شکلش همیشه بر لبتان و یادش در قلبتان باشد. در مشکلات و مصائب از خاندان محمّد (ص) و آلش استعانت و استمداد بطلبید و خود را با امام مهدی (عج الله) نزدیک کنید. ذکر صلوات بر محمّد و آل محمّد (ص) زیاد بگویید که بیمه کننده سلامت روح است. در پاک کردن نفس خود جدّیّت به خرج دهید که وقت تنگ است و بانگ چاوش هر لحظه بگوش می رسد.

همیشه با وضو باشید، نماز را به وقت بخوانید، هیچگاه دروغ نگویید ولو به شوخی و همیشه صادق باشید چرا که صدق مقدّمه هدایت و تضمین کننده نجات و سلامت است. با خدا و خلقش با صداقت رفتار کنید، همیشه متواضع باشید، با مخلوقین خدا تندی نکنید، زودتر به همه سلام کنید و خود را از همه کوچکتر بدانید و از تکبر و غرور خود داری ورزید که ابطال گر اعمالتان خواهد شد، آن از اعمال شیطان است که بواسطه آن از بارگاه خدا رانده شد.

یکی از بهترین اعمال و عبادات برای خدا جهاد در راهش است. شما و تمامی کسانی که مایل به داشتن آخرتی جاوید هستید، باید در جبهه های نبرد حق علیه باطل شرکت کنید و خود را برای تحمّل رنج ها و مصیبت ها و ناکامی ها آماده بسازید و دل قوی داشته باشید که خداوند پشتیبان و نگهبان شماست و تنها اوست که شما را پیروز خواهد کرد.

سخنی با مادر عزیز و مهربانم:

امیدوارم که سلام گرم و ناقابل فرزندتان را بپذیرید و از اینکه سالهاست که باعث رنج و زحمت شما شده است، او را می بخشید و اینجا اعتراف می کنم که من نتوانستم حقوق شما را ادا نمایم و امیدوارم که مرا حلال نمایید؛ ولی به شما مادر قهرمان اطمینان می دهم که تحمّل این امور، خود یکی از بزرگترین عبادات است و ان شاء اللّه تلاش نمایید که هر چه در توان دارید در راه این انقلاب و امام و اسلام هدیه نمایید و با جان و مال و دادن فرزند و ... خود را در این اجر عظیم الهی شرکت دهید و این توصیه را به همه بنمایید.

مادرم: اگر من شهید شدم در شهادت من گریه مکن و بهانه به دست دشمنان اسلام نده بلکه با خوشحالی اعلام کن که یک فرزند که سهل است من حاضرم تمام پسرانم را فدای اسلام و قرآن کنم.

ای مادر عزیز و مهربانم! اگر من شهید شدم و جنازه ام را نیاوردند، ناراحت نباش زیرا ما شاگردان مکتب زهرا (سلام الله علیها) هستیم و اکنون 1400 سال از شهادت این بانوی قهرمان و بزرگوار می گذرد و از قبرش هیچ نشانی نیست.

مادرم؛ اگر من شهید شدم، سر در بدن نداشتم ناراحت نباش، زیرا ما رهروان و فرزندان حسین (علیه السلام) هستیم و درس جهاد و شهادت را از سرور شهیدان حسین (ع) آموخته ایم و چقدر خوب است که در شهادت به آقای خودمان اقتدا کنیم.

سخنی با خواهران و برادرانم:

ای خواهران من! حجابتان را حفظ کنید و زینب (سلام الله علیه) را الگوی خود قرار دهید و این را هم بدانید که حجاب شما کوبنده تر و برنده تر از خون شهیدان است، پس با حفظ حجاب اسلامی خود در جبهه های داخلی دشمنان اسلام را رسوا و توطئه کثیفشان را خنثی کنید و پشتیبان ولایت فقیه و برادران شما در جبهه ها باشید.

و ای برادران عزیزم! راهم را با کمال قدرت ادامه دهید و نگذارید اسلحه من بر زمین بماند و جای خالی من را در جبهه پرکنید و امام عزیزمان، این قلب تمامی مؤمنان و این فرزند زهرا و این نائب بر حقّ امام زمان را تنها نگذارید و گوش به فرمانش باشید وفرامینش را مو به مو اجرا  کنید.

ابزار هدایت به بالای صفحه