شهدا

دفاع‌مقدس

عکس‌ شهدا

[30 / 6 / 1399] فرمانده سپاه ناحیه محمودآباد خبر داد؛
[30 / 6 / 1399] اینفوگرافیک؛
[30 / 6 / 1399] معاون امور کتابخانه‌های عمومی همدان خبر داد؛
[30 / 6 / 1399] شهید محمد علی کارگر؛
[30 / 6 / 1399] شهید ابوالقاسم محمدزاده؛
[30 / 6 / 1399] شهید باب‌الله عباسی اندرگلی؛
[30 / 6 / 1399] شهید حسین فتاحیان؛
[30 / 6 / 1399] مدیرکل کانون پرورش فکری کودکان لرستان خبر داد؛
[30 / 6 / 1399] شهید «صفرعلی رضایی»؛
[30 / 6 / 1399] اینفوگرافیک؛
[30 / 6 / 1399] توسط سازمان بسیج رسانه انجام می‌شود؛

 

کدخبر: 73563
تاریخ انتشار: 21 مرداد 1399 _13:39:13
مادر شهید: هر وقت پسرم را می‌دیدم دلم می‌لرزید!

محمدمهدی احمدی، همراه با جمع دیگری از همرزمانش به اسارت تکفیری‌ها در می‌آیند. آن طور که مادر شهید گفته، این نوجوان ۱۷ ساله افغانستانی در اسارت، مورد شکنجه تکفیری‌ها قرار گرفت و...

 

مادر شهید: هر وقت پسرم را می‌دیدم دلم می‌لرزید!به گزارش تا شهدا؛ امروز پنجمین سالگرد شهادت شهید مدافع حرم مهدی احمدی است. او از شهدای لشکر فاطمیون بود و تنها ۱۷ سال سن داشت که در راه دفاع از حرم عمه سادات به شهادت رسید.

 

محمدمهدی احمدی در سال ۱۳۷۷ در افغانستان متولد شد. جوانی نیکو سرشت و پاکیزه رفتار بود؛ از کودکی نماز می‌خواند، روزه می‌گرفت و برای اهل بیت عصمت و طهارت(ع) روضه می‌خواند. از ۱۴ سالگی وارد ارتش افغانستان شد. با درگرفتن جنگ در سوریه و تهدید حرم آل‌الله توسط تکفیری‌ها به‌طور داوطلبانه به لشکر فاطمیون پیوست و مدافع حرم شد. او نیز از سربازانی بود که برای حضرت زینب(س) حسین‌وار سر خود را فدا کرد.

محمدمهدی احمدی، همراه با جمع دیگری از همرزمانش به اسارت تکفیری‌ها در می‌آیند. آن طور که مادر شهید گفته، این نوجوان ۱۷ ساله افغانستانی در اسارت، مورد شکنجه تکفیری‌ها قرار گرفت و بخش‌های مختلف بدنش با چاقو مجروح شده بود و در نهایت سر از تنش جدا کردند. محمدمهدی احمدی در ۲۱ مرداد ماه سال ۱۳۹۴ در منطقه درعا در حلب سوریه به شهادت رسید. او جوان‌ترین شهید مدافع حرم لقب یافته است. م

ادر شهید مدافع حرم محمدمهدی احمدی در مصاحبه‌ای گفته بود: «پیش از به دنیا آمدن مهدی پدرش خواب دیده بود یک نفر مهدی را به آغوش او می‌دهد و می‌گوید که این پسر صالح و خوبی است که به تو داده می‌شود، اما مال تو نیست و در جوانی در خارج از ولایت و کشورت در راه خدا کشته می‌شود. می‌دانستم یک روز شهید می‌شود. هر وقت او را می‌دیدم دلم می‌لرزید.»

ابزار هدایت به بالای صفحه