شهدا

دفاع‌مقدس

عکس‌ شهدا

[28 / 6 / 1399] مدیرکل حفظ آثار دفاع مقدس لرستان؛
[29 / 6 / 1399] شهید «حسن وکیل‌زاده»:
[29 / 6 / 1399] شهید مدافع حرم جهانپور شریفی؛
[29 / 6 / 1399] وصیت نامه شهید «غضنفر جمیری»؛
[29 / 6 / 1399] وعده دیدار ۳۱ شهریور؛
[29 / 6 / 1399] پدر شهید علیدوست مطرح کرد؛
[29 / 6 / 1399] شهید مصطفی ردانی‌پور؛
[29 / 6 / 1399] پوستر؛
[29 / 6 / 1399] از سوی بهزیستی استان تهران؛
[29 / 6 / 1399] فرمانده سپاه ناحیه چالوس خبر داد؛

 

کدخبر: 73473
تاریخ انتشار: 15 مرداد 1399 _11:15:18
ماجرای شهیدی که به خاطر مادرش طلبه شد

هنوز مدتی از شروع درسش نگذشته بود که جنگ شروع شد و او از همان شهر راهی جبهه جنوب شد. در ابتدا به مادرش می‌گفت بعد از اتمام جنگ تحصیلات حوزوی‌ام را ادامه می‌دهم اما...

 

ماجرای شهیدی که به خاطر مادرش طلبه شدبه گزارش تا شهدا؛ شهید بزرگوار حمزه کریم بخش نویری در ۲۷ بهمن ماه سال ۱۳۴۴ در خانواده‌ای ضعیف اما متدین در نویر بندرانزلی به دنیا آمد، او ۱۰ برادر داشت و خود فرزند نهم خانواده بود، پدر حمزه به شغل صیادی در شهر بندری انزلی اشتغال داشت و مادرش زن باسوادی بود که در منزل مکتب‌خانه‌ای دایر کرده بود و به دختران محل خواندن و نوشتن یاد می‌داد و برای خانم‌های همسایه نیز قرآن و احکام تدریس می‌کرد.

شهید حمزه کریم بخش دوران دبستان و راهنمایی را در انزلی با موفقیت پشت سر گذاشت، بعدازآن چون به رشته کشاورزی علاقه بسیار داشت جهت گذراندن مقطع دبیرستان آمد و در مدرسه فردوسی در لاکان مشغول به تحصیل شد، او دانش‌آموز بسیار کوشا و خوبی بود و مراحل تحصیلی را باعلاقه و موفقیت به اتمام رساند.

اما نباید فراموش کرد که در ایام تحصیل مادر بزرگوار شهید کمک‌حال او و برادرش بود، ازآنجاکه مادرش بسیار دوست داشت فرزندش طلبه شود فرزند نیز به خواست مادر پاسخ گفت و برای تحصیل در علوم حوزوی به تبریز رفت و در حوزه علمیه آن شهر مشغول به تحصیل شد.

هنوز مدتی از شروع درسش نگذشته بود که جنگ شروع شد و او از همان شهر راهی جبهه جنوب شد، در ابتدا به مادرش می‌گفت بعد از اتمام جنگ تحصیلات حوزوی‌ام را ادامه می‌دهم اما پس از مدتی حضور در میدان نبرد دیگر از آینده حرفی به زبان نمی‌آورد.

دوران زندگی این شهید بزرگوار اگرچه به دلیل مشکلات مالی و معیشتی و نداشتن حداقل امکانات زندگی به‌سختی سپری شد اما چون روابط حاکم بر خانواده و برادرها بسیار حسنه و صمیمی بود، برادر و هم مادر از آن روزها به‌خوبی یاد می‌کنند.

خانواده شهید حمزه با داشتن زمینه اعتقادی با شروع انقلاب اسلامی تحول اساسی برایشان حاصل شد و در آن ایام و بعد در دوران جنگ و پس‌ازآن تا به امروز نیز فعالانه در عرصه حضور دارند و همه اعضا خانواده بر این گفته استوارند که حضرت امام (ره) عامل اصلی این تحول و دگرگونی بودند.

شهید حمزه نیز در ایام انقلاب سن چندانی نداشت اما با آگاهی و بصیرتی که از فضای خانواده در او شکل‌گرفته بود همراه برادرانش در راهپیمایی علیه رژیم شاه شرکت می‌کرد، او با حضور  در مسجد و خصوصاً از طریق برادر بزرگ‌ترش با تفکر امام راحل آشنا شد.

 کریم بخش خصوصیات بسیار بارزی را در وجود خود نهفته داشت، آرامش، صبوری، سادگی، ادب و تواضع، محبت و احسان از او چهره ممتازی ساخته بود، صوت دل‌نشینی داشت و زیبا قرآن تلاوت می‌کرد در مسجد و فعالیت‌های سیاسی، فرهنگی و کمک به اهالی مددرسانی به مردم محل در کارهای کشاورزی حضور چشمگیری داشت.

حمزه علاقه زیادی به تحصیل داشت درعین‌حالی که درس می‌خواند و در بیرون از خانه هم با پسرعمویش در کار آهن‌آلات کمک می‌کرد و دستمزدی را که می‌گرفت برای کمک‌خرج خانواده به مادرش می‌داد ازآنجاکه بسیار مؤدب و آرام بود به حرفش توجه می‌شد و اگر در موردی رأی و نظری می‌داد موردپذیرش پدر و مادر بود.

شهید کریم بخش به حضرت امام علاقه و ارادت به خصوصی داشت و با پیام تاریخی امام مبنی بر بسیج اقشار ندای مقتدایش را لبیک گفت و جزو اولین‌هایی بود که به جبهه رفت در ایامی که در جبهه سپری می‌شد زمان‌هایی را هم به منزل می‌آمد اما اساسی‌ترین کار او در این زمان دیدار از خانواده‌های شهدا و رسیدگی به کارها و امورشان بود.

هنگامی هم که دوباره قصد جبهه می‌کرد مادرش را به سرکشی و دلجویی از مادران شهدا سفارش می‌کرد، ازآنجاکه مسؤولیت گردان را بر عهده داشت قبل از عملیات در خصوص آماده‌سازی، تداوم آموزش و روحیه دهی به نیروها تدابیر خوبی به خرج می‌داد.

شهید حمزه به همراه دو برادر دیگرش علی و غلامرضا در عملیات والفجر ۱۰ حضور داشت، علی به همراه حمزه در عملیات والفجر ۱۰ در منطقه خرمال عراق به شهادت می‌رسد و برادر دیگر نیز بر اصابت تیر مستقیم به کشاله ران مجروح می‌شود، غلامرضا در عملیات برادرانش را دید بود، اما نمی‌دانست بعدازاینکه از آنان جدا شد دو برادر به شهادت رسیدند.

دوستان و هم‌رزمان شهید حمزه کریم بخش وقتی او را دیدند که بدن پاکش بر روی مین رفته به سمت پیکر آن شهید رفتند تا او را به عقب بیاورند اما به دلیل حمله شیمیایی دشمن نتوانستند جلوتر بروند و برگشتند.

بدن مطهر این دو برادر شهید به همراه دیگر یاران شهیدشان در این عملیات در همان منطقه باقی ماند تا اینکه پس از دو سال و نیم چشم‌انتظاری مادر، برادر حمزه فلاح به همراه عده‌ای از دوستانش به آن منطقه رفت و پیکر آن شهید عزیز را به محل آوردند اما علی همچنان مفقود بود تا اینکه بعد از چندین سال استخوان‌های پیکر پاکش را می‌یابند و برای خاک‌سپاری به انزلی می‌آورند.

شهید حمزه کریم بخش که در نهم فروردین سال ۱۳۶۷ در خرمال عراق به شهادت رسیده بود در یک تشییع‌جنازه بسیار باشکوه با حضور عده زیادی از مردم بندر انزلی تشییع و بنا به وصیتش در گلزار سیدالشهدای نویر انزلی به خاک سپرده شد، بعدها برادرش علی را نیز در کنار مزار او به خاک می‌سپارند؛ شهید حمزه همیشه به این فرمایش امام راحل که فرموده بودند: هیچ‌وقت از هیچ‌چیز هراس نداشته باشید شما برای حفظ اسلام دارید جنگ می‌کنید بسیار تکیه داشت و دوستان و جوانان محل را به حضور در جبهه فرا می‌خواند./مشرق

ابزار هدایت به بالای صفحه