شهدا

دفاع‌مقدس

عکس‌ شهدا

[14 / 5 / 1399] شهید مصطفی محمود مازح؛
[14 / 5 / 1399] شهید منا محمدرحیم آقایی پور؛
[13 / 5 / 1399] یادداشت اوحدی در فضای مجازی؛
[13 / 5 / 1399] شهیده طاهره کبابیان؛
[13 / 5 / 1399] شهید محسن حاج حسنی کارگر؛
[13 / 5 / 1399] مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران استان کردستان؛
[13 / 5 / 1399] سالروز شهادت آیت الله سید حسن مدرس(ره)؛
[13 / 5 / 1399] فرمانده نیروی دریایی ارتش؛
[13 / 5 / 1399] مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران مازندران؛
[13 / 5 / 1399] مدیر کل آموزش و پرورش استان کرمان؛
[14 / 5 / 1399] شهیده مریم فرهانیان؛
[14 / 5 / 1399] «عاشقانه‌ای برای ۱۶ ساله‌ها»؛
[13 / 5 / 1399] معاون فرهنگی و پژوهشی بنیاد شهید و امور ایثارگر ...
[13 / 5 / 1399] با حضور در منزل مهناوییکم شهید آرش پاکدل؛
[13 / 5 / 1399] تجلیل از خانواده شهیدان خبرنگار؛
[13 / 5 / 1399] مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران استان البرز؛
[14 / 5 / 1399] یادداشت/ سید جواد هاشمی فشارکی؛
[14 / 5 / 1399] جمعی از مدیران شهرداری و اعضای شورای اسلامی شهر ...
[13 / 5 / 1399] جشنواره نشریات شهید آوینی؛
[14 / 5 / 1399] ۱۴مرداد بر ایران چه گذشت؟
[14 / 5 / 1399] گزارشی از دیدار خانواده شهید خبرنگار؛
[13 / 5 / 1399] مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران استان ایلام؛

 

کدخبر: 72976
تاریخ انتشار: 24 تیر 1399 _10:33:27
شهیدی که پس از یازده بار مجروحیت شهید شد

به رفقایش گفته بود که کنار قبر حسین برادرم، قبری را برای من خالی نگهدارید.

 

تا شهدا؛ سید محمدرضا دستواره در سال ۱۳۳۸ در خانواده‌ای مذهبی و مستضعف در جنوب تهران چشم به دنیا گشود. گرایش دینی و علایق مذهبی از همان کودکی در رفتار شهید دستواره به وضوح نمایان بود و هر روز افزایش می‌یافت. او به تلاوت قرآن و شرکت در مسابقات قرائت قرآن علاقه وافری داشت. با اوج گیری انقلاب اسلامی، در تظاهرات و فعالیت‌های مردمی شرکت فعال داشت و در این زمینه چند بار توسط عوامل رژیم پهلوی دستگیر شد.

سال ۱۳۵۷ زمانی که در سال آخر دبیرستان درس می‌خواند نه تنها خود فعالانه در تظاهرات و اعتراضات عمومی علیه طاغوت شرکت می‌کرد، بلکه دوستان همکلاسی و برادران کوچک‌ترش را نیز به این امر ترغیب و تشویق می‌کرد.

 

 شهیدی که پس از یازده بار مجروحیت شهید شد


 
در هنگام ورود حضرت امام خمینی (ره) فعالانه در مراسم استقبال از حضرت امام شرکت کرد و مسئولیت امنیت قسمتی از میدان آزادی را بر عهده گرفت. پس از پیروزی انقلاب شکوه‌مند اسلامی جهت پاسداری از دست‌آورد‌های انقلاب به جمع پاسداران کمیته انقلاب اسلامی پیوست و طی چهار ماه خدمت خود در این نهاد انقلابی، زحمات زیادی را در جهت انجام مأموریت‌های مختلف و تثبیت حاکمیت انقلاب اسلامی تحمل نمود.

او همراه فرماندهانی مثل شهید چراغی و حاج احمد متوسلیان، زحمات زیادی را در مقابله با ضد انقلاب کشید و بعد از آزادسازی شهر مریوان در کنار حاج احمد متوسلیان و سایر برادران رزمنده وارد شهر شد. از آنجا که این شهر جنگ‌زده پس از آزادی با مشکلات متعددی مواجه بود، سازمان‌ها و مؤسسات دولتی تعطیل شده بودند؛ به دستور برادر متوسلیان، برادران پاسدار در مراکز و ادارات مختلف از جمله شهرادی، رادیو و تلویزیون مشغول خدمت شدند. شهید دستواره نیز مأموریت یافت کالا‌های ضروری مردم را تهیه کرده و در اختیار آنان قرار دهد که او به نحو احسن این ماموریت را انجام داد. تاریخ گواه است که وی و دیگر همرزمانش در آزادسازی مریوان مردانه می‌جنگند و مدتی بعد به فرماندهی پاسگاه شهدا در محور مریوان منصوب می‌شود.

 

 شهیدی که پس از یازده بار مجروحیت شهید شد

 

مناطق اشغالی کردستان جبهه‌های مختلف جنوب به ویژه منطقه والفجر ۸ و جاده ام‌القصر شاهد رشادت‌ها و ایثارگری‌های عاشقانه سید است.

شهید دستواره به همراه لشکر محمد رسول‌الله (ص) برای یاری رساندن به مردم مسلمان لبنان که مورد هجوم ناجوانمردانه رژیم اشغالگر قدس قرار گرفته بودند، راهی این کشور شد. بعد از بازگشت به فرماندهی تیپ سوم ابوذر منصوب شد و تا زمان عملیات خیبر در همین مسئولیت به خدمت مشغول بود. در عملیات خیبر بعد از شهادت فرمانده لشکر محمد رسول‌الله (ص)، شهید حاج محمد ابراهیم همت و واگذاری فرماندهی به شهید کریمی، به‌عنوان قائم مقام لشکر ۲۷ حضرت رسول (ص) منصوب شد.

 

 شهیدی که پس از یازده بار مجروحیت شهید شد

 

با آنکه از نظر جسمی بدنی نحیف و لاغر داشت، خستگی‌ناپذیری و اعتماد به نفس او زبان‌زد خاص و عام بود. او اکثر نبرد‌ها به جز مواقعی که مجروح شده بود، حضور داشت و در شب‌های عملیات تا صبح در خط اول درگیری با دشمن در کنار رزمندگان حضور داشت و از نزدیک به هدایت عملیات می‌پرداخت.

 

 شهیدی که پس از یازده بار مجروحیت شهید شد

 

 
دستواره تا هنگام شهادت ۱۱ بار مجروح شده، ولی هرگز از پای ننشست. در عملیات کربلای یک که برادرش حسین در خط پدافندی شهید شد، جهت شرکت در مراسم تشییع و تدفین او به تهران رفت. ولی بیش از سه روز در تهران نماند و به منطقه باز گشت. وقتی به وی گفته می‌شود که خوب بود لااقل تا شب هفت برادرت می‌ماندی و بعد برمی‌گشتی، در جواب می‌گوید: «به آن‌ها گفته‌ام کنار قبر حسین، قبری را برای من خالی نگهدارید.»

 

 

 شهیدی که پس از یازده بار مجروحیت شهید شد


 
سرانجام در تاریخ ۱۳ تیرماه ۱۳۶۵ پس از ۱۰ روز از شهادت برادرش در عملیات کربلای ۱ روز آزادسازی شهر مهران از چنگ دشمن، به خیل شهدا پیوست.

ابزار هدایت به بالای صفحه