شهدا

دفاع‌مقدس

عکس‌ شهدا

[19 / 5 / 1399] صفحه توییتر منتسب به شهید حاج قاسم سلیمانی؛
[19 / 5 / 1399] یکی از فعالان فرهنگی در مطلبی نوشت؛
[19 / 5 / 1399] خبرنگار سوری شبکه تلویزیونی «العالم»؛
[19 / 5 / 1399] گفت‌وگو با نویسنده کتاب «با تو باران می‌شوم»؛
[19 / 5 / 1399] معرفی کتاب «هفت روز آخر»؛
[19 / 5 / 1399] روایت زندگی شهید مدافع حریم امنیت، محمدحسین حدا ...
[19 / 5 / 1399] رزمنده دفاع مقدس روایت کرد؛
[19 / 5 / 1399] همزمان با عید سعید غدیر؛
[19 / 5 / 1399] سرهنگ «غلامرضا فلاحی»؛
[19 / 5 / 1399] در راه سلامت مردم و در مبارزه با کرونا؛
[19 / 5 / 1399] رونمایی در جشنواره فیلم عمار؛
[19 / 5 / 1399] مسوول سازمان بسیج ورزشکاران سپاه امام علی بن اب ...
[19 / 5 / 1399] شهید حسین کشورى‌دلاور
[19 / 5 / 1399] شهید قاسم افتخارى‌منش؛
[19 / 5 / 1399] فرمانده مرزبانی آذربایجان غربی خبر داد؛
[19 / 5 / 1399] یادداشت/ شهاب شعبانی‌نیا؛
[19 / 5 / 1399] ۲۳ مرداد ۱۳۶۹ روز بزرگی در تاریخ ایران است؛
[19 / 5 / 1399] یک فعال رسانه‌ای در صفحه اینستاگرام خود نوشت؛
[19 / 5 / 1399] در کتاب السابقون به بخشی از زندگی شهید بنی مصطف ...
[19 / 5 / 1399] معرفی کتاب «رفاقت به سبک تانک»؛
[20 / 5 / 1399] «شهادت» تجلی «عاقبت به‌خیری» است؛
[19 / 5 / 1399] ۱۹مرداد بر ایران چه گذشت؟
[19 / 5 / 1399] رامین نظامی خواه مسوول سازمان بسیج رسانه آذربای ...
[19 / 5 / 1399] شهید احمد سلامت؛
[19 / 5 / 1399] جانشین فرمانده یگان‌های ویژه ناجا؛

 

کدخبر: 72908
تاریخ انتشار: 21 تیر 1399 _09:15:32
پزشکی که مدافع وطن شد

پزشک بود، اما مدافع وطن شد و دل از دنیا برید تا سایه شوم جنگ را از سر مردم بردارد. همه وجودش غرق در خدا بود و همه امیدش شادمانی امام(ره). احساس‌های پاکی که «حرمان هور» به خوبی روایتش می‌کند.

تا شهدا؛ جنگ منظومه عاشقانه‌ای بود که مجنون‌هایش، جوان‌های نوشکفته بودند. نهال‌های نازکی که به همه آرزوها و شیرینی‌های زندگی پشت پا زده و برای دفاع از وطن و برداشتن سایه شوم جنگ پا به میدان نبردی نابرابر گذاشتند.

جوان‌هایی که بسیاری‌شان نخبه و تحصیل‌کرده بوده و حضور در جبهه مقاومت را به مدرسه و دانشگاه ترجیح داددند. نخبگانی چون «احمدرضا احدی» که نفر اول کنکور پزشکی بود، اما همه دغدغه‌اش این بود: «فقط نگذارید حرف امام زمین بماند، همین»

نه تنها پزشک که اهل قلم بود و وقایع جنگ را به رشته تحریر درآورد. «حرمان هور» مجموعه مکتوباتِ او مشتمل بر سه دفتر دست‌نوشت است که در واقع پاک‌نویس نوشته‌هایی است که در حالات و مکان‌های گوناگون تحریر می‌کرده و آن‌گاه در فرصت و مجالی مناسب به خط خود؛ ضمن اعمال نظرها و افزودن طرح‌هایی به آن‌ها، در این دفاتر وارد می‌کرده است.

دسته دیگر، نوشته‌های آن شهید شامل قطعات و یادداشت‌هایی است که نزد دوستان و هم‌رزمان او پراکنده بود و تدریجا گردآوری شد. این یادداشت‌ها برخلاف دفاتر سه‌گانه غالباً در موضوعات مختلف تقریر شده است.

در بخشی از این یادداشت‌ها می‌خوانیم: «چیزی که می‌نویسم نه برای آن است که کسی بخواند و نه برای این است که نیت سوء و ریایی داشته باشم؛ بلکه برای این است که اگر روزگاری خواستم به گذشته‌ها بیندیشم و خاطرات گذشته‌ام را به یاد آورم؛ وسیله‌ای در دست داشته باشم؛ اگرچه نه انشای خوبی دارم و نه فصاحتی در کلامم پیدا می‌شود.

آخر، انسان تا زمانی که در بحبوحه کاری است توجه چندانی به وقایع و حالات خود ندارد، اما با گذشت زمان از به یاد آوردن خاطرات خود لذت می‌برد و شاید مدتی بعد افسوس می‌خورد که چرا این کار را کردم و آن کار را نکردم.»

کتاب «حرمان هور» مجموعه 93 قطعه از یادداشت‌ها و دست‌نوشته‌های شهید احمدرضا احدی، دانشجوی سال دوم رشته پزشکی دانشگاه شهید بهشتی است که در 4 دفتر سامان یافته و بخش چهارم، بازیافته‌هایی است که در ویرایش دوم اثر بدان افزوده شده است. اشاره کوتاه و مقدمه مفصل ابتدای کتاب دربردارنده شمه‌ای ازسرگذشت شهید، نحوه گردآوری و تدوین اثر و بررسی و شرح محتوای این قطعات است.

این کتاب به کوشش علیرضا کمری، پژوهشگر و نویسنده دوران دفاع مقدس در 232 صفحه به وسیله انتشارات سوره مهر منتشر شده است. نویسنده درباره اثرش بیان کرده: « حرمان هور اثری است که زمان کهنه‌اش نمی‌کند و حیات و تپندگی‌اش را نمی‌گیرد. نمی‌دانم ـ و شاید می‌دانم ـ که چرا حرمان هور مرا به یاد مثنوی مولانا جلال‌الدین می‌اندازد؛ حرمان هور نسخه‌ای‌ برابر عین اصل است. حرمان هور را نمی‌توان کتابی از جمله‌ کتاب‌های جنگ و دفاع مقدس شمرده و خواند.

او، همان تک‌درختی است که در ازدحام تن‌ها، تنها است، دانه‌ برفی؛ مجنونی که شهید احمدرضا احدی توانسته است ترجمان حال مشهودات خود باشد، او ‌‌‌‌‌‌سّر سکوت و شکوه کوه و دشت و ‌آسمان و ستاره را درک کرده است. او سلیمان‌وار با چیزهایی که هست و ما نمی‌بینیم مکالمه و هم‌نشینی داشته است. حرمان هور کتابی نیست که با خواندنش تمام شود، پایان او خود ‌‌‌آغازی دیگر است. می‏توانم بگویم، شهید احدی نیز مانند شهید مرتضی آوینی به جنگ نگاه اشراقی و خاصی دارد و ما در سراسر کتاب با صحنه‌های عینی رو به رو هستیم».

در بخشی از این اثر زیبا می‌خوانیم: «دیگر نمی‌خواهم زنده بمانم. من محتاج نیست‌شدنم. من محتاج توام خدایا! بگو ببارد باران که کویر شوره‌زار قلبم سال‌هاست که سترون مانده. من دیگر طاقت دوری از باران را ندارم. خدایا! دیگر طاقت ماندن ندارم. بگذار این خشک‌زار وجودم، این مرده‌قلب من، دیگر نباشد. بگذار این دیدگان دیگر نبیند، بس است هرچه دیده‌اند».

ابزار هدایت به بالای صفحه