شهدا

دفاع‌مقدس

عکس‌ شهدا

[6 / 7 / 1399] به همت فرهنگسرای کار و تعاون؛
[6 / 7 / 1399] شهید محمد رسول رضایی؛
[6 / 7 / 1399] معرفی کتاب؛
[7 / 7 / 1399] از سوی فرمانده انتظامی شهرستان کهگیلویه؛
[6 / 7 / 1399] معرفی کتاب؛
[6 / 7 / 1399] رئیس شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی خراسان جنوبی؛
[7 / 7 / 1399] دبیر شورای نامگذاری معابر و اماکن عمومی تبریز خ ...
[6 / 7 / 1399] معرفی کتاب؛
[6 / 7 / 1399] مسئول سازمان زنان اداره کل حفظ آثار دفاع مقدس ی ...
[6 / 7 / 1399] اینفوگرافیک؛
[6 / 7 / 1399] مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران لرستان؛
[6 / 7 / 1399] شهید مدافع حرم محمد پورهنگ؛
[7 / 7 / 1399] شهید قاسم کریمی؛
[7 / 7 / 1399] در ویژه برنامه «راویان مقاومت» مطرح شد؛

 

کدخبر: 70036
تاریخ انتشار: 6 بهمن 1398 _16:42:10
من «حاج قاسم» دیگری هستم

محمد‌مهدی خیزاب در نامه‌ای به پدر درباره شهادت سردار دلها گفت: من و همه فرزندان شهدا حاج قاسم‌های دیگری هستیم، انتقام خواهیم گرفت.

 

 

تا شهدا؛ مدافعان حرم رفتند و دفاع از حریم خود را به بزرگان سپردند، به سردارانی همچون حاج قاسم که قول مراقبت از حریمشان را دادند و فرزندان به خود بالیدند که اگر پدر رفت دوستانی دارند که هستند و دارند هوایی را که نفس می‌کشند در آن و پشت گرم به وجودشان شدند. بزرگ مردانی که گفتند ای فرزندان شهدا، قد بکشید و بزرگ شوید تا ما شاهد باشیم و زمان دیدار شهدای مدافع حرم شرمنده نباشیم.

سردارشهید حاج قاسم سلیمانی دوست و یاور فرزندان مدافع حرم بعد از پدر دلگرم کرد آنان را با وجود خود. وی به دیدار یادگاران آسمانی می‌رفت و می‌بوسید رویشان را.

محمدمهدی خیزاب، تک فرزند شهید مدافع حرم اصفهان از جمله فرزندان این مردان غیور بعد از پدر در دنیای خاکی دل بسته بود به سردار، که دوستی دارد مهربان، شجاع و همیشگی. در موزه پدر که هر قسمت یادگاری از وی را به نمایش گذاشته بود، عکس دیدار با حاج قاسم را برجسته دیدم عکسی که محمد مهدی به آن می‌بالید که پدر، دوستانی همچون حاج قاسم دارد.

محمد مهدی زمانی که خبر شهادت سردار دلها را می‌شنود بغض گلویش را می‌گیرد و می‌نویسد از برای پدر که پدر جان قاسم رفت او که برای فرزندان شهدا پدری می‌کرد آسمانی شد. محمد‌مهدی برای پدر از حال و هوای دلش بعد از باخبر شدن شهادت حاج قاسم می‌گوید و از بیمار شدن جسمش که تاب نیاورد و راهی بیمارستان شد‌. او می‌گوید تا حالا من کنار حاج قاسم بودم و از امروز شما در کنار اویید. من هم منتظر ظهور می‌مانم.

فرزند شهید خیزاب به پدر اطمینان می‌دهد که با فرزندان شهدا حاج قاسم‌های دیگری در راه هستند که انتقام گرفتن خون وی را به پدرانشان مژده می‌دهند.

اما همسر شهید خیزاب از حال و هوای منزل شهید در این روزها می‌گوید که پسر میز عزایی در کنار افتخارات پدر برای دل غمگین خود برپا می‌کند و با پارچه‌ای سیاه‌، سیاهی دل دشمنان را و با گلهای قرمز پخش شده روی آن سرخی خون شهدا را نشان می‌دهد و می‌پوشاند این گلها، سیاهی روزگار را.

وی در خصوص علاقه و ارادت فرزندش به سردار شهید حاج قاسم سلیمانی افزود: علاقه محمد‌مهدی به سردار که بی‌نهایت بود. او در جواب هر فردی که در مدرسه در مورد شهادت و نبود پدر و سختی این فقدان سوال می‌کرد، عکس حاج قاسم سلیمانی را نشان می‌داد. وی در همه دلنوشته‌هایش برای شهید خیزاب می‌نوشت" دلم برای حاج قاسم تنگ شده است. "

رنجبر درباره رسیدن خبر شهادت سردار سلیمانی به فرزندش بیان کرد: محمد‌مهدی در ابتدا این خبر را باور نمی‌کرد و مرتب از روی شیشه تلویزیون صورت سردار را می‌بوسید که ناگهان شروع به گریه کرد و من متوجه شدم که حال محمد‌مهدی بد شد.

به گزارش تسنیم، محمد مهدی گوشه ای از خانه را گلبارن می کند و با شمع‌های سرخ یاد سردار شهید را برای چشمانش زنده نگه می‌دارد و حالا عکس پدر و دوست را در کنار یکدیگر روی میز گذاشته که بگوید پدر همنشینی با دوست و یار من و شهدا مبارکت باشد.

ابزار هدایت به بالای صفحه