شهدا

دفاع‌مقدس

عکس‌ شهدا

[6 / 7 / 1399] به همت فرهنگسرای کار و تعاون؛
[6 / 7 / 1399] شهید محمد رسول رضایی؛
[6 / 7 / 1399] معرفی کتاب؛
[7 / 7 / 1399] از سوی فرمانده انتظامی شهرستان کهگیلویه؛
[6 / 7 / 1399] معرفی کتاب؛
[6 / 7 / 1399] رئیس شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی خراسان جنوبی؛
[7 / 7 / 1399] شهید قاسم کریمی؛
[7 / 7 / 1399] دبیر شورای نامگذاری معابر و اماکن عمومی تبریز خ ...
[6 / 7 / 1399] معرفی کتاب؛
[6 / 7 / 1399] مسئول سازمان زنان اداره کل حفظ آثار دفاع مقدس ی ...
[6 / 7 / 1399] اینفوگرافیک؛
[6 / 7 / 1399] مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران لرستان؛
[6 / 7 / 1399] شهید مدافع حرم محمد پورهنگ؛
[7 / 7 / 1399] در ویژه برنامه «راویان مقاومت» مطرح شد؛

 

کدخبر: 69570
تاریخ انتشار: 4 دی 1398 _11:36:40
دی؛ ماهی که شاهد لبخندهای شهید معصومیان در تولد و شهادتش بود

محمدعلی معصومیان در دی‌ماه سال 1344 متولد شد و اراده پروردگار بر این قرار گرفت که همین ماه دی نیز شاهد آسمانی شدنش در سن 19 سالگی بود.

 

تا شهدا؛ شهید محمدعلی معصومیان در سومین روز از دی‌ماه سال 1344 متولد شد و پس از طی دوران کودکی و تحصیل در سال 1359 دوره راهنمایی را به پایان رساند. علاقه به اسلام او را به سمت فعالیت در پایگاه شهید رجایی کشاند تا اینکه کم‌کم خود را برای رفتن به جبهه آماده کرد.

محمدعلی که بدنی ورزیده داشت و بسیار مهربان، خوش‌برخورد، شوخ‌طبع و دارای چهره‌ای متبسم بود، ثبت‌نام در دبیرستان را به تأخیر انداخت تا هم در پایگاه فعالیت کرده و هم در کشاورزی به پدر و برادرانش یاری ‌رساند.

او با طی کردن دوره‌های آموزشی در 28 شهریورماه سال 61 به جبهه اعزام شد و در آنجا نیز فعالیت‌های چشمگیری داشت. از رساندن غذا و مهمات به رزمندگان خط مقدم گرفته تا هرکاری که به وی محول می‌شد به بهترین شکل انجام می‌داد.

شهید معصومیان آن‌چنان نسبت به ادای تکلیف خود به اسلام احساس مسؤولیت می‌کرد که علی‌رغم پایان دوره مأموریتش در 20 آبان ماه سال 61، نامه‌ای به خانواده نوشت و به آنان توضیح داد که به علت کمبود نیرو یک ماه دیگر نیز در خط مقدم می‌ماند.

در نامه‌ها از خاطرات و روزهایی تلخ و شیرینی که در جبهه بر رزمندگان و دوستانش می‌گذشت می‌نوشت، با ذوق خوشی که داشت نامه‌ها را با اشعاری که خودش می‌سرود به پایان می‌رساند و به برادرانش سفارش می‌کرد به مادرم بگوئید گریه نکند.

نامه‌های محمدعلی پس از دعا و سلام برای دوستان و خویشان به بیان خاطرات جبهه، شهادت دوستان، بسته شدن محل رزمشان به گلوله و خمپاره، تصرف سرزمین دشمن، به اسارت درآمدن بعثی‌ها می‌گذرد و خاتمه نیز به خانواده گوشزد می‌کند که نگران من نباشید.

محمدعلی برای ادامه تحصیل به دبیرستان ابوذر رفت و بنا به دستور رئیس آموزش‌وپرورش وقت در دبیرستان ابوذر ثبت‌نام شد ولی باز هم شوق حضور در جبهه باعث شد تا برای دومین بار در بهمن‌ماه سال 62 راهی جبهه شود.

او تا ابتدای خرداد 63 در جبهه به عنوان بسیجی حضور داشت و پس‌ازآن برای خدمت مقدس سربازی ثبت‌نام کرد و در لشکر 28 کردستان مشغول به خدمت و در تاریخ 18 تیرماه سال 63 اعزام شد.

شهید معصومیان مدت 14 ماه در جبهه‌های جنوب، اهواز و کوشک حضور فعال داشت تا اینکه در اولین روز از دی‌ماه سال 63 به شهادت رسید.

محمدعلی در آخرین دیدار با خانواده حرف‌های دلش را با زبان شعر بیان کرد و گفت:

مطمئن باش که مهرت نرود از یادم/ مگر آن روزی که در خاک شود منزل من

آن‌قدر شوق شهادت در سر داشت که بر مزار مطهر شهید نیز این بیت شعر از وی به یادگار حک شده بود:

بهار آمد همه شادند به‌غیراز من که غمناکم/ منــم روزی شوم خرم که لاله روید از خاکم

 

دی؛ ماهی که شاهد لبخندهای شهید معصومیان در تولد و شهادتش بود

 

ابزار هدایت به بالای صفحه